خلاصه داستان سریال ترکی آپارتمان بیگناهان قسمت 38

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان خلاصه داستان سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 38 را برایتان آماده کرده ایم. امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 1

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 38

گلبن که تازه متوجه رعد و برق شده اصرار می کند که باید به خانه برگردند چون صفیه می ترسد. هان که کلافه شده از او می خواهد انقدر بد قلقی نکند چون هنوز دسر هم نخورده اند.
صفیه در تنهایی خودش در اتاق نشسته و یاد روزی می افتد که وقتی باران می بارید همراه ناجی بودند که مادرش با دیدن آنها عصبانی و وحشت زده اسم صفیه را صدا میزند. صفیه مضطرب و نگران به ناجی می گوید: «برو الان مامانم میاد میکشتمون! » و هل می کند و ندانسته ناجی را به سمت خیابان هل میدهد. اتوبوس جلوی چشم صفیه، با ناجی تصادف میکند… صفیه به عکسی که با ناجی داشت خیره می شود و غصه می خورد… او با صدای رعد و برق نمی تواند در خانه بماند و از طرفی هم برق رفته و به خاطر همین به طبقه پایین می رود و جلوی در کز می کند و می نشیند تا هان و بقیه از راه برسند. از آن طرف هم ممدوح برای کاری قصد بیرون رفتن را دارد که با دیدن صفیه جلوی در دلش به حال او می سوزد و کنارش می نشیند. صفیه می گوید: «منو تنها گذاشتن و رفتن شام بخورن. » ممدوح با مهربانی می گوید: «یکم دیگه میان. تو چرا نرفتی باهاشون؟ » صفیه می گوید: «من غذاهای بیرونو نمیخورم. » ممدوح می گوید: «منم دوست ندارم. » صفیه می گوید: «اون زن که غذاهاش خوشمزه نیست. » ممدوح می گوید: «اتفاقا مثل دخترم غذاهای خیلی خوبی میپزه… دخترم دست پخت خیلی خوبی داشت… » صفیه وقتی می فهمد دخترش را از دست داده تسلیت می گوید. ممدوح از او می خواهد در ان سرما و تاریکی ننشیند و همراهش به خانه ی آنها بیاید که صفیه قبول نمی کند و به خانه خودشان می رود.
بالاخره هان و بقیه به خانه می آیند و صفیه در اتاقش خیالش راحت می شود. اینجی از هان می خواهد امشب را این گونه به پایان نبرند و او را به یکی از خیابان های شلوغ می برد و با شادی بچه گانه شروع به رقص و آواز می کند. هان لبخند میزند و با عشق او را نگاه می کند.
صبح که اینجی سر کار می رود تا رادیو را با اسرا شروع کند، در مورد شبشان با هان صحبت می کند. از آن طرف گلبن پیام دادن هایش به اسد را شروع کرده و نوشته: میدونم با هان رو در وایسی داری و میترسی ناراحت بشه ولی نگران نباش من همه چیزو حل میکنم. اسد با دیدن پیام او با درماندگی نمیداند باید چه کار کند. به همین خاطر دوباره پیش هان می رود تا در مورد گلبن به او بگوید. هان هم سر ساعت شروع برنامه اینجی، رادیو را روشن کرده… اسرا در رادیو موضوع بحث را می گوید: «آیا زن ها دشمن همدیگه هستن و همبستگی زن ها باد هواست؟! » که گلبن با اسم مروه زنگ میزند! اینجی و هان و حتی اسد فورا صدای او را تشخیص می دهند. گلبن با نفرت می گوید: «شما وقتی این سوالو میپرسید یه ذره هم خجالت نمی کشید؟ تو چشمت هیچیو نمیبینه و تونستی به یه زن دیگه بدترین نامردی رو بکنی! همش ادعا میکنی طرفدار همسبتگی خانم ها هستی اما چشمت دنبال عشق دیگرانه! » اسرا که از حرف های او عصبانی شده و چیزی سر در نمی آورد به اینجی نگاه می کند که گلبن می گوید: «تو همون دراز بد قواره ای هستی که چشمش دنبال اسده! اون به خاطر زن هرجایی مثل تو به من پشت نمیکنه. » که اینجی با گذاشتن ترانه ای صحبت های او را قطع می کند و به اسرا که عصبانی شده می گوید: «فکر کنم خواهر هان بود. طفلکی دچار یه اشتباهاتی شده. » اسرا با عصبانیت می گوید: «اون گناه داره؟ جلوی اون همه آدم تو پخش زنده آبرومو برد! »
هان هم که تمام صحبت های گلبن را شنیده با عصبانیت سراغ او می رود و سرزنشش می کند و در آخر از گلبن می خواهد پیش روانشناس بروند تا کمکش کند. گلبن با ناراحتی می گوید: «حالا هم میخوای اینجوری منو از سر راه برداری؟ یعنی میگی دیوونه م؟ من پیش روانشناس نمیرم! »
معلم جدید مدرسه به هتل روبروی خانه ی نقل مکان می کند و اتاق روبرویی را می گیرد. نریمان به صفیه می گوید که معلم جدید امده و قصد دارد از پنجره به او خوش آمد بگوید و دست تکان بدهد. صفیه جلو می رود که با دیدن معلم، جا می خورد و لبخند غمگینی میزند…
گلبن بی خبر از کسی به در خانه ی اسد می رود و اسد با دیدن او خشکش میزند…

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 38 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال ترکی آپارتمان بیگناهان قسمت 39 مراجعه فرمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *