خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 149

همراهان عزیز سلام در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 149 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت ببرید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

سریال اسم من ملک قسمت 149

فوندا از آسلی میخواهد حاضر شود تا به ساعت فروشی بروند. او از صاحب مغازه میخواهد که دوربین های روز دزدی را چک کند. سپس متوجه می شود که امره ساعت را داخل کیف کرم انداخته بود.

ویلدان با کنعان سر قرار می رود. او بابت کار کنعان در بازارچه او را مقصر می‌داند و می‌گوید که کار اشتباهی کرده است. کنعان می‌گوید که قصد او پیشرفت بازارچه بوده و برای خیر و منفعت همه این کار را کرده است.

ویلدان می‌گوید که او باید ابتدا با دیگران نیز مشورت میکرد. او در ادامه می‌گوید که آنها با این شرایط نمی‌توانند با هم رابطه داشته باشند، و از آنجا می رود.

آسلی دم باشگاه می رود و هنگامی که کرم می آید، فیلم را به او نشان میدهد.او میگوید که هر دو بی گناه بوده و امره با آنها بازی کرده است.

کرم عصبانی شده و میخواهد سراغ امره برود، اما آسلی جلوی او را میگیرد و می‌گوید که بهتر است این فیلم را به سر مربی نشان دهد.

فوندا در کافه نشسته و کمی بعد، دفنه و عمر آمده و سر میز پشت سر او می نشینند.انها در مورد خواستگاری شب صبحت میکنند. فوندا حرف آنها را شنیده و سریع بیرون می رود.

دفنه در ادامه به عمر می‌گوید که با این وضعیت قهر و دعوای خانواده ها آنها نمی‌توانند ازدواج کنند و بهتر است منتظر فرصت مناسب تر بمانند.

فوندا با آلپای تماس گرفته و خبر میدهد که شب خواستگاری دفنه است. آلپای از این قضیه عصبی می شود و با کنعان صبحت میکند و میگوید که طبق قولش نمی‌گذارد این وصلت اتفاق بیفتد.

کنعان به او می‌گوید که نقشه دیگری دارد و بهتر است او برای شب در مراسم خواستگاری برود. آلپای به مغازه سیدعلی می رود و می‌گوید که میخواهد برای شب در مراسم دخترش حضور داشته باشد.

سیران در داروخانه مشغول کار است که دوست او، بانو از راه می رسد. سیران از او استقبال کرده و با هم به خانه می روند. بانو متوجه می شود که سیران ازدواج کرده و به او تبریک می‌گوید. میتات به خانه می آید. بانو وقتی میفهمد که میتات کباب چی است، متعجب می شود.

خانه سیدعلی همه مشغول تدارکات هستند و خانه را برای شب آماده کرده اند. دفنه با ناراحتی به خانه آمده و به ملک می‌گوید که امشب خواستگاری در کار نیست.

نفیسه عصبی شده و به سمت خانه جومالی می رود و برای زمرد به خاطر کارهایش که باعث شکستن دل جوانها شده ابراز تأسف میکند.

عمر به بازارچه رفته و با کنعان به خاطر اینکه باعث شد خواستگاری لغو بشود دعوا میکند و او را مقصر می‌داند.

کنعان می‌گوید که او حتی یک بار به عمر به خاطر مرگ پسرش چیزی نگفته و او را مقصر ندانسته است پس بهتر است او نیز چنین حرفی نزند. خلیل جلو آمده و عمر را کنار میکشد.

آلپای در خانه از فوندا میخواهد حاضر بشود تا به خواستگاری بروند. فوندا به عمد از آسلی نیز میخواهد که بیاید. آنها به خانه سیدعلی می روند.

دفنه با دیدن آلپای عصبانی شده و با او دعوا میکند و میگوید که او و کنعان باعث خراب شدن زندگی او شده اند. کرم پایین آمده و با دیدن آسلی متعجب می شود و میفهمد که او خواهرزاده فوندا است. آلپای می فهمد که خواستگاری به هم خورده و آنها از آنجا می روند.

سیدعلی وقتی ناراحتی ملک و دفنه را می بیند، سراغ جومالی می رود. او دوباره از جومالی درخواست میکند که به خواستگاری بیایند.

جومالی از لحن دستوری سیدعلی عصبی می شود و میگوید که چنین کاری نمی‌کند. سیدعلی با کلافگی شروع به گریه کرده و می‌گوید که ملک سرطان دارد و قرار است بمیرد، و برای همین به ترکیه برگشته است.

او می‌گوید که نمی‌خواهد حسرت به دل دخترش بماند و بعد بابت این قضیه افسوس بخورد. سپس می رود. جومالی شوکه و ناراحت می شود.

شب، آلپای با خوشحالی پیش کنعان می رود و خبر میدهد که طبق نقشه پیش رفته و خواستگاری از قبل به هم خورده بود و به نفع آنها شد.

در خانه جومالی، زمرد خوشحال است و با حرص، دفنه را به خاطر پا پس کشیدن مقصر می‌داند و می‌گوید که شرایط عمر را قبول نداشته است. عمر با حرص می‌گوید که دفنه به خاطر شرایط خانوادگی و خراب نشدن رابطه او با خانواده چنین کاری کرده است.

جومالی به خانه می آید و زمرد را صدا می زند و می‌گوید که باید با هم صحبت کنند.

در خانه‌ی سیدعلی، همه سر میز شام می روند. دفنه ناراحت است و ملک نیز برای او غصه میخورد. کمی بعد در می زنند. قدریه در را باز کرده و عمر و ویلدان را به همراه دسته گل و شیرینی دم در می بیند.

همه و به خصوص دفنه خوشحال می شوند. سپس خلیل و میرزا داخل آمده و در آخر، جومالی و زمرد نیز داخل می آیند. سیدعلی با خوشحالی به جومالی نگاه میکند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال اسم من ملک قسمت 149 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال اسم من ملک قسمت 150 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *