خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 171

همراهان عزیز سلام در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 171 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت ببرید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

سریال اسم من ملک قسمت 171

قدریه به کارگاه می رود و خبر دعوای کرم و پدر آسلی را با آب و تاب به ملک میدهد .ملک نگران شده و به سمت بازارچه می رود.
در بازارچه، سیدعلی به جومالی پیشنهاد میدهد که شب به خانه جومالی بروند و همگی دور هم باشند تا شاید برای حافظه و روحیه عمر تاثیری داشته باشد.
افراد سامی دم باشگاه سراغ کرم می آیند و با تهدید به او می‌گویند که باید پیش سامی بیاید زیرا دو شب اخیر برای مسابقه نرفته است . امره از پشت سر حرفهای آنها را می شنود و متوجه می شود.
ملک به بازارچه رفته و با عصبانیت مستقیم سراغ آلپای می رود و به خاطر اینکه او باعث شد تا کرم و پدر آسلی دعوا کنند با او بحث میکند. او به آلپای میگوید که حالا که دوباره پدر می شود بهتر است رفتار صحیح با بچه هایش را یاد بگیرد. آلپای با شنیدن این حرف شوکه می شود. بعد از رفتن ملک، آلپای با فوندا تماس می‌گیرد . فوندا که در مطب پزشک است، جواب او را نمی‌دهد. او به دکتر میگوید که برای نگه داشتن بچه دو دل است و شرایط و آمادگی مادر شدن را ندارد.
یکی از آشنایان سیدعلی و جومالی که رییس صنف مربوط با کارگاه است، آنها را صدا زده و در مورد کارگاه صحبت میکند. سپس به آنها می‌گوید که برای شرکت در جلسات یکی از کرسی های دانشگاهی در آمریکا بابت کار با فلزات، بهتر است که همراه او بروند و این قضیه در وضعیت کارگاه تاثیر خواهد داشت. خلیل و میرزا به خاطر وضعیت دادگاهی شان ممنون الخروج هستند و جومالی به خاطر وضعیت عمر نمی‌تواند برود. سیدعلی به ناچار قبول میکند که برود. سیدعلی و جومالی بابت مشکل خلیل و میرزا از آن مرد میخواهند که زود قضاوت نکند و آنها را از کار در کارگاه محروم نکند و تا زمان دادگاه منتظر بماند تا بی گناهی آنها ثابت بشود.
شب میتات به خانه پیش سیدعلی می رود تا مقداری از پولی را که او بابت بدهی اش داده بود پس بدهد. سیدعلی قبول نمیکند و پولی از او نمی‌خواهد. در عوض به میتات پیشنهاد میدهد که دوباره به مغازه برگردد. میتات نیز قبول میکند. قدریه از این پیشنهاد حرصش میگیرد.
آلپای به خانه می رود و به فوندا می‌گوید که خبر دارد او حامله است. فوندا شوکه می شود.
سیدعلی با همه خداحافظی کرده و برای رفتن به سفر، به همراه میتات به فرودگاه می رود.
کرم برای بازی فوتبال به پارک می رود. امره به آنجا رفته و پنهانی از کرم فیلم می‌گیرد تا به مربی نشان بدهد. میتات نیز به پارک می رود تا کار کند. او متوجه بازی کرم می شود و به تماشا می ایستد. تیم کرم می بازد. کرم با ناراحتی بیرون می آید و میتات را میبیند. او به میتات می‌گوید که داخل اتاقک می رود تا لباسش را عوض کند. میتات منتظر میماند و خبری نمی شود.
او سراغ کرم می رود و متوجه می شود که سامی و افرادش به خاطر باخت تیم در حال کتک زدن کرم هستند. او مداخله کرده و آنها را کتک می زند.
شب خانواده ملک همه به خانه جومالی می روند. سر میز شام، عمر از گلشاد میخواهد که کنارش بنشیند. دفنه با ناراحتی به او نگاه میکند. هنگامی که عمر به اتاقش می رود، دفنه نیز همراه او می رود و با صحبت در مورد خودشان سعی دارد خاطرات عمر را به یاد او بیاورد. عمر از فشاری که دفنه به او وارد می‌کند عصبانی شده و آنها مشغول دعوا می شوند. همه بیرون می آیند و به سمت اتاق عمر می روند. عمر با عصبانیت حلقه نامردی را از دستش در می آورد و به دفنه می‌گوید که راحتش بگذارد و حلقه را به او میدهد. دفنه شوکه شده و گریه میکند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال اسم من ملک قسمت 171 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال اسم من ملک قسمت 172 مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *