خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 207

همراهان عزیز سلام در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 207 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت ببرید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

سریال اسم من ملک قسمت 207

خلیل میخواهد با ملک حرف بزند و همه چیز را بگوید. همان لحظه جومالی به کارگاه می آید و سریع جلوی خلیل را میگیرد. او رو به ملک می‌گوید که بهتر است آنها همین فردا به شهرداری بروند و نوبت عقد بگیرند تا ازدواج کنند. ملک با شنیدن این حرف ذوق کرده و خوشحال می شود. خلیل با تعجب و کنجکاوی به پدرش نگاه میکند.
آلپای به بازارچه رفته و به مغازه جومالی نگاه میکند. او با خودش می‌گوید که باید مغازه و عمارت را بگیرد و علاوه بر این، مانع ازدواج‌ خلیل و ملک نیز بشود. همان لحظه کنعان از مغازه بیرون می آید و آلپای سندها را پنهان میکند.
در خانه میتات، او به سیران توضیح میدهد که در حال صحبت با زینال بوده است. سپس بحث کتاب را پیش میکشد و در مورد اینکه علی چه کسی است، از سیران سوال میکند. سیران از اینکه میتات به علی حسادت کرده است، خنده اش می‌گیرد و توضیح میدهد که علی دوست و همکلاسی دوران مدرسه اش بوده و به درخواست معلم که قرار بود همه به یکدیگر کتاب هدیه بدهند،او نیز به سیران کتاب داده است. میتات خنده اش گرفته و خیالش راحت می شود.
در خانه جومالی، پینار با ناراحتی به ویلدان می‌گوید که زمرد مدام به عمد دفنه را اذیت میکند.
آلپای پیش ادریس می رود و از او میخواهد که سندها را در مغازه پنهان کند. او با حرص به ادریس می‌گوید که ملک و خلیل نباید ازدواج کنند. سپس برای اینکه او را به همکاری با خودش راضی کند، می‌گوید که قصد دارد مغازه جومالی را به او بدهد.
اکراه شب با شماره ای که در دفتر مهمت پیدا کرده بود، تماس می‌گیرد و خبر برادرش را میگیرد.
او متوجه می شود که برادرش را به پرورشگاه ماردین برده اند.او موضوع را به کرم می‌گوید و از اینکه روزنه امیدی برای پیدا کردن برادرش پیدا کرده، خوشحال می شود.
ویلدان برای اینکه دفنه مدتی اذیت نشود و راحت باشد، پیش عمر می رود و به او پیشنهاد میدهد که چند روز مرخصی اش را با دفنه به ماه عسل بروند. عمر قبول میکند.
جومالی و خلیل به خانه سیدعلی می روند. همه آنجا جمع هستند و بابت اینکه بچه های قدریه و محمود قرار است مرخص بشوند خوشحالی میکنند. جومالی نیز خبر میدهد که خلیل و ملک فردا برای تعیین وقت عقد می روند. همه به آنها پیشاپیش تبریک می‌گویند.
کنعان در مغازه نامه ای برای ویلدان نوشته است. او نامه را به ادریس میدهد تا فردا بعد از اینکه به استانبول رفت، آن را به ویلدان بدهد.
وقتی خلیل و جومالی از خانه سیدعلی بیرون می آیند، خلیل علت موافقت او با ازدواج را سوال میکند. جومالی می‌گوید که او سندها را به آلپای داده و فردا قرار است آنها را به نام او بزند تا دست از سر زندگی آنها بردارد. خلیل عصبی شده و مخالفت میکند، اما جومالی زندگی و آینده پسرش را از عمارت و مغازه مهم تر می داند. او می‌گوید که بدهی را بهانه میکند تا به زمرد بگوید که عمارت و مغازه را فروخته است.
در خانه جومالی سر میز شام، هنگامی که ویلدان خبر میدهد دفنه و عمر به ماه عسل می روند‌، زمرد حرصش میگیرد، اما نمی‌تواند چیزی بگوید.
ادریس دم خانه آلپای می رود و می‌گوید که به خاطر بودن کنعان نتوانست سندها را در مغازه بگذارد و آنها را به آلپای پس میدهد. سپس نامه ویلدان را به فوندا تحویل میدهد. کنعان داخل نامه نوشته است که هنگامی که به استانبول برسد برای دیدن ویلدان با او تماس می‌گیرد. آلپای کلافه شده و می‌گوید که نباید بگذارند او با ویلدان تماس بگیرد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال اسم من ملک قسمت 207 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال اسم من ملک قسمت 208 مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *