خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت 2

همراهان عزیز با سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت 2 همراه شما هستیم

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

 

ادا و سرکان به رستوران بالای هتل می رسند. ادا می گوید: «به من اعتماد کن و دستاتو دور کمرم بنداز! » سرکان تعجب می کند و این کار را نمی کند.

ادا هم به زور واردارش می کند. هردو به سمت آقا اورم مشتری سرکان می روند.

سرکان اسم ادا را نمیداند و برای همین او را پری معرفی می کند! ادا هم اضافه می کند: «من دوست دختر سرکان و از طرفی هم یکی از سرمایه گذارای شرکت هستم! »

سرکان با تعجب به او خیره می شود. هرسه نفر دور میز می نشینند. سرکان پیشنهاد خرید زمین های اورم را به او می دهد.

وسط صحبت های آن دو، ادا می گوید: «من خیلی گشنمه زودتر یه چیزی بخوریم! دسرم بیارن! »

سرکان به او خیره می شود و می گوید: «الان وقت دسر نیست! » ادا می گوید: «مگه نمیدونی من همیشه دسر رو اول سفارش میدم زندگیم!! »

اورم محو ادا می شود و به او می گوید: «به نظرم این که یه نفر ظاهر و باطنش انقدر ساده ست خیلی خوبه پری خانم! »

سرکان پوزخند می زند و اورم ادامه می دهد: «من این زمینو میفروشم اما خودم هم میخوام شریک باشم. »

سرکان می گوید: «من مبلغ زیادی بهتون پیشنهاد دادم. یعنی فکر نکنم قبول کنم شریک بشیم! »

اورم رو به ادا می کند و می گوید: «نظر شمارم میخوام بدونم! » ادا می گوید: «شاید منم جای شما بودم این کارو نمیکردم! »

سرکان با چشمانش برای ادا خط و نشان می کشد و ادا ادامه می دهد: «ولی به نظرم سرکان پیشنهاد خوبی داد! فکر کنید زمیناتون که کنار دریاست چه چشم انداز قشنگی بسازه! » اورم فورا به خاطر ادا قبول می کند.

ادا هم می گوید: «من هم به خاطر دل شما حق اسم رو بهتون میدم! » معامله سر می گیرد اما سرکان با عصبانیت به ادا می گوید: «من هیچ وقت به کسی حق اسم نمیدم! تو حق این کارو نداشتی! »

بعد هم از به خاطر گرما کمی حالش بد می شود. ادا جلو می رود و یقه و دکمه ی او را باز می کند.

سرکان پوزخند می زند و می گوید: «من بهت گفتم دکمه مو باز کنی؟! » ادا جا می خورد و با عصبانیت می گوید: «خوبی بهت نیومده. »

هردو به پارک می روند و منتظر انگین و قفل ساز می مانند.

انگین از راه می رسد اما قفل ساز می گوید که به خاطر وجود دستبند شاید این کارش غیر قانونی باشد پس این کار را انجام نمیدهد!

ادا عصبی و کلافه می شود که همان موقع فیفی آنها را می بیند و با سنجاق سرش قفل را به راحتی باز می کند.

لحظه آخر ادا به سرکان می گوید: «امیدوارم دیگه هیچ وقت نبینمتون! » سرکان هم می گوید: «احساساتمون متقابله خانم محترم! » و می رود.

کمی بعد ادا متوجه می شود که کیف و گوشی اش در ماشین سرکان مانده و همراه دخترها به سمت شرکت می رود.

او قبل از وارد شدن به اتاق سرکان از لیلا می پرسد: «میدونم تو هم مثل من از سرکان زیاد خوشت نمیاد. بهم بگو چی میتونه اونو خیلی عصبانی کنه! »

لیلا می گوید: «وقتی یه اشتباهشو پیدا کنی خیلی عصبیش میکنی! اما اون هیچ وقت اشتباه نمیکنه! » ادا وارد اتاق سرکان می شود.

سرکان کیف او را پس می دهد اما رژ لبش را نگه میدارد و می گوید: «این پیش من میمونه تا بدونم چی میخواستی روی ماشینم بنویسی! »

بعد هم می گوید: «راستی کنسل شدن بورسیه تو کار مدیر مالیم بوده. اشتباه من نبوده. بخوای میتونم پسش بدم! »

ادا با عصبانیت می گوید: «من فقط یه مقصر اینجا میبینم اونم تویی! فکر کردی خراب کردن زندگی و آینده یک نفرو انقدر راحت میتونی بهش پس بدی؟! » و از اتاق خارج می شود.

سرکان هم دنبالش می رود و می گوید: «لجبازی نکن. میدونم چقدر دوست داری بورست برگرده! تو ازم معذرت خواهی کن و منم بورس رو بهت برگردونم. »

ادا مقابل تمام کارکنان می گوید: «من معذرت خواهی میکنم اما اگه تو هم جلوی همه اکیپت قبول کنی که این اشتباه تو بوده! »

سرکان می گوید: «من اشتباهی نکردم! » و ادا با عصبانیت می گوید: «تو یه ربات بی مسئولیتی سرکان بولات! » و آنجا را ترک می کند.

شب جنک به ادا زنگ می زند و از او می خواهد به دیدنش بیاید. ادا با خوشحالی اماده می شود که برود که داخل کیفش جعبه ی کوچک کمک های اولیه می بیند که سرکان به خاطر زخمی که بر اثر دستبند روی مچش ایجاد شده بوده داخل کیف انداخته.

دخترها از این کار رمانتیک سرکان ذوق می کنند اما ادا توجهی به آن ندارد و با خوشحالی به دیدن جنک میرود.

جنک در مورد ایتالیا و این که چقدر به او خوش می گذرد می گوید که ادا متوجه می شود دختری از روبرو به او خیره شده و چشم از او برنمیدارد.

جنک که این را می بیند از ادا می خواهد تا ادامه صحبتشان را برای فردا بگذارند چون حرف مهمی دارد که به او بزند و فورا آنجا را ترک می کند.

ادا به ملو در مورد حرف مهم جنک می گوید. ملو می گوید: «حتما میخواد ازت خواستگاری کنه ادا! اما اگه قبول کنی حلالت نمیکنم! »

بعد هم با ناراحتی در مورد فردا که شغلش دیگرش در مغازه را از دست می دهد چون مجبور است شغل پاره وقت در مهمانداری را قبول کند می گوید.

ادا قبول می کند جای ملو به عنوان مهماندار هواپیما برود تا او کارش را از دست ندهد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت 2 لذت برده باشید ؛

در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 3   مراجعه فرمایید .

 

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *