خلاصه داستان سریال ترکی دختر سفیر قسمت 189

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال دختر سفیر قسمت 189 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال دختر سفیر قسمت 189

ماوی در اتاق به خاطر این که تست بارداری اش مثبت شده گریه می کند و به دخترش اکین فکر می کند که چطور با از دست دادنش دنیا روی سرش خراب شد. بنابراین تصمیم می گیرد چیزی به سنجر نگوید و سقط جنین کند. او بالاخره در را به روی سنجر باز می کند و هردو به طبقه ی پایین می روند.
گوون چلبی به دنبال بازیگری میگردد تا نقش پدر ماوی را بازی کند و بالاخره کسی را به او پیشنهاد می دهند. در همین حال سدات وارد اتاق می شود و به گوون می گوید: «باید جشن بگیریم! خالصه به من قول همکاری داده چون احساس میکنه ماوی داره خانواده ی اونو از هم میپاشه. میخواد هرچه زودتر از شر اون خلاص شه. » در همین حال عکس بازیگر هم به گوشی گوون فرستاده می شود و هردو از این که زمان پیروزی نزدیک شده خوشحال می شوند.
الوان متوجه می شود که تست بارداری او منفی بوده و نفس راحتی می کشد ولی از حس مادرانه ای که برای چند روز داشته خوشحال است. سپس برای بدرقه ی زهرا و گاوروک برای ماه عسل می رود و زهرا همه را در آغوش می گیرد و از این که تنهایش نگذاشته اند تشکر می کند. خالصه که تازه از ملاقات با سدات برگشته برای رفتن زهرا و ازدواجش با گاوروک خدمتکار گریه می کند و سپس سراغ سنجر و یحیا می رود و با خشم داد می زند: «با هم همدست شدین و دختر عزیزم رو به اون دیوونه ی شاعر سپردین. ولی اینو فراموش نکنید که اجازه نمیدم دخترم بدبخت بشه. » سنجر می گوید: «وظیفه ی ما حمایت کردن از اون دونفر بود که عاشق همن. » یحیا هم از سنجر حمایت می کند. الوان به خالصه می گوید: «خودتو ناراحت نکن چون بعدا از رفتارت پشیمون خواهی شد. » خالصه که دیواری کوتاهتر از الوان پیدا نکرده می گوید: «تو هیچی نیستی. من بهت پناه و آب و غذا دادم و حالا برای من دم دراوردی. » سنجر از حرف مادرش ناراحت می شود و داد می زند: «تو داری با بچه هات همه رو آزار میدی تو تحمل خوشبختی بچه هات رو نداری. » یحیا در ادامه می گوید: «تو هیچ وقت به صلاح ما قدمی برنداشتی. » خالصه با خشم رو به سنجر فریاد می زند: «تورو میشناسم به خاطر ناره منو از خونه م بیرونم کردی و به هتل فرستادی. » سنجر که نمک روی زخمش ریخته شده از ماوی و ملک می خواهد که آماده رفتن بشوند و می گوید: «من اینجا نمیمونم. » خالصه رو به ماوی فریاد می زند: «بالاخره موفق شدی پسرمو از من جدا کنی. » و در اتاقش همه چیز را بهم می ریزد و داد می زند که ماوی مثل یک مار افعی زندگی او را خراب کرده.
الوان بعد از آرام کردن خالصه آماده ی رفتن می شود. یحیا کنارش می رود و از این که که رفتن بورا از شهر موغلا را ناگهانی به او خبر داده عذرخواهی می کند و تلاش می کند که اشتباهاتش را جبران کند. الوان به آرامی جواب می دهد: «تو جز واقعیت چیزی نگفتی. » سپس یحیا از الوان می خواهد به جای زندگی در کاروان بورا برای مدتی در کارگاه زیتون زندگی کند تا تصمیم بهتری بگیرد. الوان بالاخره پیشنهاد یحیا را قبول می کند و همراه او به کارگاه زیتون می روند.
زهرا و گاوروک به هتل می روند و از این که می خواهند روزهای خوبی را کنار هم سپری کنند خوشحال می شوند. آنها به هم قول می دهند به کسی اجازه ندهند مانع خوشبختی شان بشود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال دختر سفیر قسمت 189 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال دختر سفیر قسمت 190 مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *