خلاصه داستان سریال ترکی روزگارانی در چکوروا قسمت 330

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال روزگارانی در چکوروا قسمت 330 را برایتان آماده کرده ایم. امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال روزگارانی در چکوروا قسمت 283

سریال روزگارانی در چکوروا قسمت 330

دمیر داخل خانه می رود. شرمین به او می‌گوید که خبر کتک زدن بهیجه توسط دمیر در شهر پیچیده و راشید برای همه تعریف کرده است. دمیر از راشید عصبانی می شود، اما زلیخا می‌گوید که در هر صورت این خبر به همه جا درز پیدا می‌کرد.
مژگان داخل شهر رفته و مانتوی کار جدیدی سفارش داده که روی آن فامیلی سابق او قبل از ازدواج هک شده و دیگر فامیلی ایلماز را ندارد. او سپس بیرون آمده و به سمت طلافروشی می رود. تکین که در بازار است، او را میبیند و دم در طلافروشی با کنجکاوی می ایستد. مژگان همه طلاهای خود را روی میز می‌گذارد و قصد فروش آنها را دارد. او حتی از حلقه ازدواج خود نیز می‌گذرد. تکین داخل می رود و جلوی او را می‌گیرد. سپس با مژگان به کافه رفته و با او صحبت میکند و متوجه می شود که مژگان برای بهیجه پول میخواهد تا او را به استانبول بفرستند و زندگی مرفه و دلخواه او را برایش تامین کند. تکین مژگان را سرزنش کرده و می‌گوید که او خودش پولی که لازم است را به مژگان میدهد تا به بهیجه بدهد، اما او را به خاطر حمایت از بهیجه سرزنش میکند. مژگان با شرمندگی از او تشکر میکند.
در خانه سودا به زلیخا می‌گوید که برای آوردن یک سری از لوازمش به عمارت قبلی می رود.
دمیر برای امید یک دستگاه بزرگ رادیو و گرامافون خریده و آن را به خانه می برد. امید از او تشکر میکند. آنها داخل گرامافون موزیک گذاشته و با هم تانگو می رقصند.
سودا دم در عمارت رسیده و با دیدن ماشین دمیر در آنجا متعجب می شود. او متوجه می شود که قفل خانه نیز عوض شده است. همان لحظه همسایه عمارت پیش سودا آمده و به او می‌گوید که روزی که هولیا کشته شد، بهیجه پنهانی وارد خانه او شده بود. سودا شوکه شده و از اینکه تا حالا آن موضوع را نگفته بود از او گله میکند. همسایه می‌گوید که آن زمان قصد داشت موضوع را بگوید، اما با تبرئه شدن سودا دیگر پیگیر موضوع نبوده است. او می‌گوید حالا که همه در مورد قاتل بودن بهیجه حرف می زنند این موضوع را گفته است. سودا سریع به سمت خانه دمیر برمیگردد. او به زلیخا موضوع را می‌گوید و زلیخا میفهمد که بهیجه طلاهای هولیا را در خانه سودا گذاشته بود. او از سودا میخواهد چیزی به دمیر نگوید تا دمیر قاتل بهیجه نشود.
عمو شادی با زلیخا قرار گذاشته و زلیخا پیش او می رود. عمو شادی یک پرونده به زلیخا میدهد که داخل آن حکم دادگاه های قبلی بهیجه به خاطر قتل دو همسر قبلی او وجود دارد که هر بار به خاطر تایید شدن سکته قلبی آنها توسط پدر مژگان که پزشک بوده، او قسر در رفته است. زلیخا با تعجب پرونده را نگاه کرده و به شدت عصبی شده و حالا که دیگر مدرک نیز پیدا کرده است، به سمت کلوپ شهر می رود.
مژگان و بهیجه در کلوپ شهر هستند.‌ مژگان به بهیجه می‌گوید که تکین هزینه او را میدهد. بهیجه از این قضیه عصبی می شود و با یکدیگر بحث میکنند. شرمین و فسون آنجا آمده و با طعنه می‌گویند که بهیجه قاتل است و همه شهر در این مورد حرف می بندد. مژگان عصبی شده و از بهیجه دفاع میکند. همان لحظه زلیخا رسیده و می‌گوید که بابت قتل‌های بهیجه مدرک دارد و با همدستی پدر مژگان تبرئه شده است. بهیجه طلبکارانه انکار میکند، اما زلیخا می‌گوید که چاقوی قتل هولیا پیدا شده است. مژگان با ناباوری به بهیجه نگاه میکند و از او توضیح میخواهد. بهیجه به شدت حرصش گرفته است.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال روزگارانی در چکوروا قسمت 330 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال روزگارانی در چکوروا قسمت 331 مراجعه فرمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم :دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *