خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 259

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی زن (کادین) قسمت 259 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

خلاصه سریال ترکی زن قسمت 178

سریال زن قسمت 259

بعد از این که بهار و انور از حقیقت مرگ سارپ خبردار می شوند، بهار شوکه شده و سکوت می کند و چیزی نمی گوید اما مشخص است که خیلی عصبانی و پریشان شده.

انور ناراحت است و شیرین را لعنت می کند و می گوید: «یه بچه ی دوست داشتنی بود! چرا به این هیولا تبدیل شده! »

و از بهار معذرت می خواهد. بهار می گوید: «داداش انور نه تقصیر توئه نه مامانم. شیرین همچین ادمیه! ولی دیگه نباید کارش بی جواب بمونه! »

انور هم با قاطعیت می گوید: «آره حتما باید بره زندون! » عارف می گوید: «من با قیسمت صحبت کردم اما چون مدرک مهمی نداریم، فکر نکنم بشه زندون بره! »

بهار می گوید: «خب تیمارستان که میتونه بره! واسه من فرقی نداره. اون باید مجازات بشه. اگه نشه من میکشمش! »

شیرین با سر و صورت زخمی و کبود در خیابان های شهر دنبال هتلی است تا برای چند روز به او جای خواب بدهد اما هیچ کدام به خاطر همراه نداشتن کارت شناسایی اش به او راه نمی دهند.

شیرین هم هربار با دیدن پلیس می ترسد و فکر می کند که حتما دنبال او هستند.

بالاخره او به متلی قدیمی می رسد و با ترس از صاحب آنجا می خواهد تا به او اتاق بدهد. صاحب انجا که مردی جوان با قیافه ای خشن است از او کارت شناسایی می خواهد.

شیرین در ازای کارت شناسایی اش هم به او پول می دهد.

مرد نیشخند میزند و کلید اتاقی را به او می دهد.

شیرین با نگرانی وارد اتاق می شود و در آن را هم از پشت قفل می کند و منتظر می ماند.

صبح که جیدا از خواب بیدار می شود، با پاکتی که نشان می دهد حضانت آردا به او تعلق گرفته روبرو می شود.

جیدا از خوشحالی اشک می ریزد و با داد و فریاد و ذوق زیاد به در خانه عارف و بهار و انور می رود و این خبر را به آنها هم می دهد.

هردوی انها با خوشحالی جیدا را در آغوش می گیرند. جیدا بعد از آن به امره زنگ می زند اما امره که از دیشب مست کرده و روی تخت افتاده، جواب او را نمی دهد.

ساتیلمیش گوشی را جواب می دهد و می گوید که امره به خاطر خوردن زیاد مشروب نای این که چشمانش را باز کند هم ندارد.

جیدا کمی نگران می شود و فورا آماده می شود تا پیش آنها برود. انور با ناراحتی یادداشت خودکشی شیرین را که چند روز پیش پیدا کرده ولی به ان بی توجهی کرده بود را به دست بهار می دهد. بهار بعد از خواندن آن پوزخند میزند و می گوید: «داداش انور گول شیرین رو نخور! اون جرئت همچین کاریو نداره. »

بعد هم نامه را پیش خودش نگه میدارد تا به عنوان مدرک به دست دکتر شیرین برساند. انور با تردید قبول می کند. بهار او را در آغوش می گیرد و می گوید: «داداش انور خودتو مقصر ندون. تو بهترین ادم دنیایی. » و در آغوشش میگیرد.

جیدا خودش را به خانه امره می رساند و فورا او را هوشیار می کند و بعد هم می رود تا برای ساتیلمیش و آردا و امره میز صبحانه بچیند.

امره از ساتیلمیش به خاطر وضعیتش معذرت خواهی می کند اما ساتیلمیش می گوید: «زیاد بهش فکر نکن! قیسمت بهت نمیومد. مطمئنم با دختر بهتری آشنا میشی. شایدم با مامانم ازدواج کنی. هم از اون خوشگلتره هم این که خیلی میخنده! »

امره کمی به فکر فرو می رود. او با دیدن میز با سلیقه ای که جیدا چیده، و خوشحال بودن آردا و ساتیلمیش کنار جیدا، خوشحال می شود.

جیدا هم با هیجان به آنها خبر این که آردا پیششان می ماند را می دهد. ساتیلمیش خوشحال می شود و آردا را در آغوش می گیرد.

آردا هم دستانش را دور او حلقه می کند. امره هم زیرچشمی به جیدا خیره می شود و دست او را نوازش می کند.

جم به قیسمت اصرار می کند تا زودتر از آن شهر بروند چون آدم هایی که با آنها کار می کند کمی مشکوک شده اند.

قیسمت از او می خواهد نگران نباشد چون بعد از دو سه روز برای همیشه آنجا را ترک می کنند.

وقتی فضیلت و رائف با هم صبحانه می خورند، رائف می گوید: «مامان وقتی جیدا نیست من خیلی حوصله م سر میره. وقتی اون هست زندگی قشنگتره… »

فضیلت لبخند می زند و با لحن جیدا صحبت می کند. رائف هم خنده اش می گیرد. امره بعد از صبحانه کنار جیدا می نشیند و می گوید: «جیدا من یه همچین زندگی ای میخوام.. یه خونه گرم و صمیمی که توش اینجوری سفره پهن میشه و صدای بچه میاد… » جیدا هم به رویش لبخند می زند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال زن  قسمت 259 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال زن (کادین) قسمت 260 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *