خلاصه داستان سریال ترکی ستاره شمالی قسمت 113

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ستاره شمالی قسمت 113 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال ستاره شمالی قسمت 25

سریال ستاره شمالی قسمت 113

ییلدیز به خانه اش می آید و لباسها و چمدانش را برمی دارد و بیرون می رود.شعله از دور او را دیده و از او تشکر می کند.کوزی از دور ییلدیز را می بیند و دنبالش می رود.ییلدیز به لبنیاتی می رود و می گوید که برای همیشه می رود و آنجا را به اسما و شکرو می سپارد.کوزی با ماشین جلویش را می گیرد و می پرسد که باز کجا می رود؟ او می گوید که می خواهد مدتی از اینجا دور باشد تا او هم به دخترهایش رسیدگی کند. چون‌ اتفاقات آینده برایشان راحت نیست.کوزی می گوید که به او ربطی ندارد که خودش را مجازات کند.
کوزی می خواهد کلید خانه اش را به او بدهد و مقداری هم پول قرض بدهد، ولی ییلدیز قبول نمی کند و می گوید که می تواند مسایلش را حل کند و تاکید می کند که دنبالش نیاید.
کوزی به روحی زنگ می زند و می گوید که همه کارهایی را که می گوید دقیق انجام بدهد.
ییلدیز به شهر می رود و در ایستگاه اتوبوس پیاده می شود.روحی قبل از او آنجا رسیده است و قرار است ییلدیز را تعقیب کرده و به کوزی گزارش بدهد.
ییلدیز چند روزنامه می خرد و به رستورانی می رود.او پول کافی برای غذا هم ندارد و سفارش چایی می دهد و در روزنامه ها دنبال کار می گردد.در این موقع روحی آنجا پیدایش می شود و کنارش می نشیند.او باز هم پیشنهاد کار در لبنیاتی را به او می دهد و ییلدیز قبول نمی کند.او به یک آگهی رستوران زنگ می زند و برای استخدام گارسن سوال می کند و با خوشحالی به روحی می گوید که کار پیدا کرده است و می رود.
روحی به کوزی خبر می دهد که او به رستوران ” چامبورنو” برای مصاحبه کاری رفته است.کوزی می گوید که باز هم او را تعقیب کند.
دخترها حوصله ندارند و گوکچه و مینه به بهانه های الکی با هم بحث می کنند.فریده می گوید که می داند ناراحت هستند اما اینطوری نمی توانند کمکش کنند و باید به او روحیه بدهند و بجنگند.
در این موقع امین و عمر و عثمان آنجا می آیند و به دخترها می گویند که برای آرام شدنشان کمی با هم قدم بزنند.فریده می گوید که نمی توانند مادرشان را تنها بگذارند.شعله از خانه بیرون می آید و می گوید که دورادور آنها را می شناسد و آنها را به صرف کیک به خانه دعوت می کند.
ییلدیز به رستوران می رود و آنجا با بهار آشنا می شود که رییس و مدیر آنجاست و کار هم می کند.بهار او را استخدام می کند.
صفر و ناهیده و قمر و بویراز در مورد طلاها حرف می زنند و می خواهند که آن نقشه را که پیش پنبه است،پیدا کنند.ناهیده این ماموریت را به قمر می دهد.
ییلدیز در رستوران مشغول کار می شود‌.او در اولین روز با یک مشتری برخوردی پیدا می کند.روحی به کوزی خبر می دهد و او امیدوار است که اخراج شود.
شرف و امینه و یاشار و پنبه و دکتر در حیاط خانه شرف نشسته اند و صحبت می کنند.قمر طبق برنامه قبلی،‌برای آنها دوغ می آورد و جلوی پنبه عمدا آنها را روی پنبه می ریزد و لباس پنبه خیس می شود.قمر می گوید که عمدی نبوده و پنبه باید دوش بگیرد و لباسش را عوض کند.پنیه یادش می آید که نقشه زیر لباسش هست و با عجله می رود.قمر به حمام می رود و در رختکن با گوشی از نقشه عکس می گیرد و سرجایش می گذارد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ستاره شمالی  قسمت 113 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال ستاره شمالی قسمت 114 مراجعه فرمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *