خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت 303

در این مطلب خلاصه داستان قسمت 303 سریال سیب ممنوعه را برای شما آماده کرده ایم ؛ سریال پرطرفدار Yasak Elma یکی از سریال های پرطرفدار در بین مردم ایران میباشد ؛ سیب ممنوعه سریالی عاشقانه است که بازیگرانی همچون اونور تونا ، تالات بولوت ، شوال سام ، ادا اجه ، سودا ارگنچی در این سریال زیبا ایفا نقش میکنند .

خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت 250

سریال سیب ممنوعه قسمت 303

امیر به خانه ییلدیز می رود تا با او در مورد خیانت چاتای صحبت کند. او نمی‌داند چگونه سر صحبت را باز کند. آسمان پیش آنها می آید و امیر نمی‌تواند چیزی بگوید. او منصرف شده و بهانه ای می آورد و از آنجا می رود.
در شرکت، حسنعلی ابتدا توافق با اندر برای خلاص شدن از شر شاهیکا را قبول میکند، اما سپس به خاطر اینکه اندر نمی‌گوید که در ازایش چه میخواهد، قرارش با اندر را به هم می زند. اندر به او میگوید که خودش ضرر خواهد کرد. سپس با طعنه میگوید که حواسش به محمود باشد، و می رود. حسنعلی سدایی را صدا زده و از او میخواهد که طبق گفته اندر، حواسش به محمود باشد و او را زیر نظر بگیرد.
سدایی کمی احساس خطر میکند و پیش شاهیکا می رود و بابت اینکه در مورد جانسو و چاتای به او گفته بود، ابراز پشیمانی میکند. شاهیکا به او میگوید که خیالش راحت باشد و او به کسی چیزی نمیگوید.
ییلدیز به شرکت پیش چاتای می رود و برای او یک قاب عکس از خودش و چاتای را هدیه میدهد تا روی میزش بگذارد. او هنگام رفتن، اندر را در راهرو می بیند. اندر او و چاتای و مادرش را برای شام به خانه شان دعوت میکند. ییلدیز کمی بعد با حسنعلی تماس میگیرد و میگوید که از آنجایی که خودش با شاهیکا ازدواج کرده و با اندر همکار شده است، پس دیگر ممنوعیت دیدار او با اندر و شاهیکا برداشته می شود، و او میخواهد شب به خانه اندر برود. حسنعلی به ییلدیز حق میدهد و میگوید که ارتباط آنها دیگر ایرادی ندارد. سپس از اینکه به این وضعیت افتاده است کلافه می شود.
شاهیکا و اندر به کافه می روند. شاهیکا به اندر میگوید که آنها باید از شر جانسو خلاص شوند.
جانسو به خانه ییلدیز می رود. آسمان با دیدن او، به او تذکر میدهد که رفت و آمد زیاد او در خانه آنها خوب نیست. ییلدیز نیز پایین آمده و بهانه می آورد که سرش شلوغ است و جانسو را بدرقه میکند.
شب در خانه حسنعلی به شاهیکا میگوید که چاتای به خانه اندر دعوت است. شاهیکا اصرار میکند که آنها نیز بروند. حسنعلی ابتدا قبول نمیکند، اما شاهیکا او را مجبور می‌کند.
اندر و بقیه، از آمدن شاهیکا و حسنعلی متعجب می شوند. سر میز شام، شاهیکا به همه می‌گوید که آنها تصمیم دارند بچه دار شوند. همه شوکه شده و حسن علی نیز شوکه می شود و آب در گلویش می پرد. چاتای از حسنعلی عصبانی می شود. فریده نیز به شدت حرصش میگیرد. حسنعلی میگوید که او چنین تصمیمی ندارد. اما شاهیکا همچنان در این مورد صحبت میکند. اندر از حرفهای شاهیکا و کارهایش کلافه می شود.
شب هنگامی که آنها به خانه برمیگردند، حسنعلی و سدایی به اتاق می روند و به عمد طوری صحبت میکنند که شاهیکا بشنود . حسنعلی میگوید که او به محمود شک دارد و آنها به زودی می فهمند که او با شاهیکا در مورد قتل ساختگی دست داشته یا نه. سدایی به دروغ میگوید که محمود گویا قصد برداشت پول و فرار دارد.
زهرا به خاطر جدایی از مرت افسرده و کلافه است. شاهیکا از طریق حیاتی،دارویی تهیه کرده و به خدمتکار میدهد تا هر روز در آب زهرا بریزد تا حال او بهتر بشود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال سیب ممنوعه  قسمت 303 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت 304 مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *