خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب قسمت 68

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ضربان قلب قسمت 68 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال ضربان قلب الو سریال

سریال ضربان قلب قسمت 68

ایلول در بیمارستان بیهوش است.ایپک میگوید:«یک روانی بابامو‌ کشت و همه رو مسموم کرد.» سلطان هم در بیمارستان است و خودش را به مریضی زده است. او بیدار میشود و‌ میبیند سلیم در کنارش است.همه مهمانها در بیمارستان هستند. سینان از اینکه پرسنل در آن وضعیت هستند ناراحت است و آغوز را برای رسیدگی به بیماران میبرد و به او می‌گوید :« آن جایی که رفته بودید، محل همان کسی است که دنبال علی اصف است.» آغوز روی آن ماده بیهوشی تحقیق میکند. ایپک به علی میگوید :«اگر من آنجا برنمی‌گشتم و‌ همه شماها بیهوش میماندید، چه میشد؟» علی میگوید :«هدف او ترساندن آدمهای اطراف من است تا از من دور شوند.»
ایلول به هوش میاید.
در بیمارستان جلسه تشکیل شده و سینان در مورد عاقبت اینکارها کنجکاوانه سوال میکند و درباره آخرین لحظات زندگی کمیسر چتین میگوید که او فقط چند بار گفت دکتر …. و بعد مرده است و نتوانسته اسم آن فرد را بگوید.. سلطان میخواهد رد گم کند و میپرسد :« مگر قاتل دکتر میشود؟» پلیس نوذر می‌گوید :«چرا که نباشد، ما از این چیرها زیاد دیده ایم.» سینان به علی می‌گوید :«بیمارستان باید از این مسایل دور باشد و تو باید از اینجا بروی.» علی عصبانی میشود و‌ خود‌ش را شریک آنجا میداند، ولی سینان میگوید قاتل دنبال او است .علی میگوید :«او حتما دکتر است، چون آن روز هم اطلاعات پزشکی داشت و‌ حالا هم آشنایی با داروی بیهوشی دارد.»
پلیس نوذر میگوید :«پیدایش میکنیم،خون کمیسر روی زمین نمی ماند.» پلیس تارک بیرون می‌رود و بعد از آن سلطان به بهانه کار بیرون میاید. تارک ناراحت است. علی به سلطان مشکوک است اما سلیم قبول ندارد. سینان و علی با یکدیگر بحث میکنند و آغوز آنها را آرام می‌کند. سینان میگوید:« همه قبول دارند که ضیا یک پسر داشته است، اما تو به پدرت شک نمی کنی.» علی به پلیس می‌گوید:« شما باید تحقیق کنید که چطور آن آدم به آن خانه و مزرعه رفته و همه را مسموم کرده.» سلیم میگوید:« برای اینکه خیال علی راحت شود، از سلطان هم تحقیق کنید.»
ایپک پیش ایلول می رود و از ایلول عذر خواهی میکند و میگوید :«من نمی خواستم دیشب آنطور شود.توی راه پشیمان شدم و برگشتیم و دیدیم همه شما مسموم شده اید. از طرفی خوب شد، چون اگر ما هم‌ میماندیم، مثل شما بیهوش میشدیم و کسی کمک نمیکرد.» ایلول میگوید :«تو تنها خانواده من هستی.علی هم شوهرم است.» آنها با هم آشتی میکنند.
تارک و‌ سلطان به اتاقی میروند. او‌ یقه سلطان را میگیرد و‌ میگوید :« قرارمان این نبود.» سلطان او را متهم میکند که اگر کارش را درست انجام میداد، دست چتین به فیلمها نمی‌رسید و نمی مرد. تارک می‌گوید :«من دیگر نیستم. قاتل پلیس را زنده نمی‌گذارند .اگر دستگیر شویم،نابود میشویم.» سلطان او را با تیغ تهدید می‌کند و می‌گوید :«من جراح هستم و‌ هر کاری از من بر میاید.» تارک از ترس عذر خواهی میکند.
سلطان پزشکی به نام فاتح را به او معرفی میکند که از علی و‌ ایلول متنفر است و‌ برای انتقام از آنها هرکاری میکند. او توصیه میکند که فاتح را پیدا کند و مرده او را تحویل بدهد و پرونده بسته شود.
اسما و‌ ابپک و‌ ایلول در حال صحبت هستند. اسما از ایلول میپرسد :«تو واقعا نمی خواهی بچه دار شوی؟» ایپک تعجب میکند .ایلول جوابی نمیدهد.
علی از سینان ناراحت است. او به سلیم میگوید با سینان حرف برند، چرا که ضیا کسی نبوده که پسر خودش را طرد کند.
اسما حرفهای رمانتیک علی را سر میز شام تولد برای ایپک تعریف می‌کند که علی میشنود. ایپک از اسما در مورد علت بچه دار نشدن ایلول سوال میکند. او می‌گوید :«چون ایلول میترسد که مثل مادرش شود.همه مون اخرش یه جورایی شبیه مادرهامون میشیم.» ایپک به فکر می‌رود.
در خانه ایلول به علی میگوید :«سلیمان گفته بود پدرت با یک زن ماجرایی داشته است.شاید او حامله شده و بعد بچه را دنیا اورده است.» علی میپرسد :«یعنی بابام بچه شو انکار کرده؟» ایلول میکوید :«هر کسی میتواند اشتباه کند. به این احتمال هم فکر کن.»
علی درمورد بچه دار شدن سوال میکند و ایلول می‌گوید امشب در این مورد حرف نزنند.
ایپک به آغوز در مورد حرف ایلول درباره بچه میگوید. آغوز میپرسد :«من واقعا نمی فهمم چرا تو‌ از علی نفرت داری؟»
یک‌ فوتبالیست پایش پیچ خورده و آغوز او را معاینه میکند.ایپک میگوید که بخاطر علی پدرش مرد، ولی آغوز آنرا به علی مربوط نمیداند و می‌گوید :«انگار تو‌ یک نیمه تاریک داری.» ایپک ناراحت می‌شود و می رود و آغوز نیز برای عمل پای فوتبالیست میرود.
در خانه سر میز شام باز علی صحبت بچه را پیش میکشد و ایلول از جواب دادن طفره میرود‌

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ضربان قلب قسمت 68 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال ضربان قلب قسمت 69  مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *