خلاصه داستان سریال ترکی ضربان قلب قسمت 73

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ضربان قلب قسمت 73 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال ضربان قلب الو سریال

سریال ضربان قلب قسمت 72

موقع رفتن ، ایپک میگوید که او دوست پسر دارد و او را دوست دارد، و آنها باید این مسأله را فراموش کنند. سپس می رود.
در بیمارستان، سینان در حال رد شدن است که میبیند ایلول و علی روی مبل کنار هم خوابشان برده است. او فکری میکند و علی را بیدار میکند و میگوید:« باید حرف بزنیم….»
سلیم در فروشگاهی خرید میکند که باز همان زن را آنجا میبیند و میخواهد با او سر صحبت را باز کند، اما او فکر میکند سلیم قصد مزاحمت دارد و می‌گوید :«به پلیس خبر میدهم.»
اسما پیش صمد می‌آید و می‌گوید :«ما چرا ازدواج نمی کنیم؟ مشکل الپ چی هست؟» او می‌گوید:« پول کافی ندارد.»
آلپ پیش اسما می‌آید و توضیح میدهد که :«من نذر کرده بودم که اگر در پزشکی قبول شوم و دکتر شوم، دو سوم حقوقم را برای بچه های یتیم مثل خودم بدهم.» اسما از اینکه او آدم خوش قلبی است خوشحال می شود.
ایپک پیش آغوز برمیگردد و بغلش کرده و از او عذر خواهی میکند و میگوید:« از ایلول و علی هم عذر خواهی میکنم. تو حق داشتی. من آدم خوبی میشوم.» آغوز میگوید:« تو تنها زنی هستی که دوستش دارم.» و در حالیکه آنها همدیگر را بغل کرده اند، سلطان از کنارشان رد میشود و ایپک او را میبیند.
سلطان به اتاقش میرود که میبیند علی آنجا نشسته و منتظرش است‌ سلطان تعجب میکند .علی کنارش می‌آید و می‌گوید:« ازت سوالی دارم….چرا؟» سلطان می‌گوید:« منظورت را نمی فهمم..» علی میگوید :«کارهایی که پدرم با تو کرده را نمیشود قبول کرد.کارهای وحشتناکی بودند. نابخشودنی بودند….حق داری..خیلی سختی کشیدی…اما من چکارت کرده بودم؟ چرا اینهمه بلاها سرم اوردی؟» سلطان یکه میخورد. سپس می‌گوید:« چون تو هم بچه اش هستی…نابود شدن و ذره ذره از بین رفتن را،هیچ شمرده شدن‌ و تنها ماندن را، خواستم تو هم تحربه کنی. اون هیچ کاره تو بود، اما همه چیزش را به تو داد.» علی میگوید :«درسته.اما الان این درد و خشم را که درونت هست من میبینم.من هم دلم به درد میاید.اما اینها برای من ارزشی ندارند….علی رغم همه بلاهایی که سرم اوردی، میتوانستم تو را ببخشم. اگر کمک میخواستی دستت را میگرفتم.شاید میتوانستیم برادر باشیم.اما تو باعث مرک دو نفر شدی.
تو پزشک هستی و سوگند خوردی که جان آدمها را نجات میدهی.»

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ضربان قلب قسمت 73 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال ضربان قلب قسمت 74  مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *