خلاصه داستان سریال ترکی هرجایی قسمت 157

سلام همراهان عزیز الو سریال در این بخش خلاصه داستان سریال هرجایی قسمت 157 را آماده کردیم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال هرجایی قسمت 152

سریال هرجایی قسمت 157

اصلان در خانه به همدستش محفوظ می گوید« عزیزه آن طور که به نظر می رسد شجاع نیست بلکه ترسویی است که خودش را پشت نوه هایش پنهان کرده. خیلی وقت هم هست که شروع به باختن کرده است.»

در همین حال میران به همراه فیرات وارد خانه ی اصلان می شوند و برای اولین بار رودر روی هم قرار می گیرند.

که ناگهان میران در گوشه ای از اتاق چشمش به عکس بزرگی از ریان می افتد.

مشتی به صورت اصلان می زند و از او می پرسد عکس زنش در خانه ی او چه می کند؟ اصلان که جا خورده جواب می دهد:« من عکاس طبیعت هستم و از همه کس و همه چیز عکس می گیرم.»

میران اتاق را جست و جو می کند تا چیز تازه ای پیدا کند ولی اصلان از او می خواهد که از حسن نیت او سواستفاده نکند. میران به او می گوید:« شاید آزاد حرف تو را باور کرده باشد ولی من پشت چشمان تو نقشه و سیاهی می بینم.» و عکس ریان را همراه خودش می برد.

سپس فورا به دیدن ریان می رود و جریان را تعریف می کند و با خشم می گوید:« اول آزاد را نجات می دهد و حالا عکس تو در خانه اش پیدا می شود. من نیت پلید او را می دانم.» ریان می گوید:« این خیلی عجیب است. ولی به این چیزهای کوچک اهمیت نده. به هر حال او به ما کمک کرد.»

ولی میران با نگرانی به ریان می گوید:« تو زن من هستی ما هیچ وقت از هم جدا نمی شویم.» ریان با مهربانی او را می بوسد و آرام می کند و قبل از اینکه کسی شک کند به خانه برمی گردد.

از آن طرف جهان در اتاق ازاد دفتر خاطرات الیف را پیدا می کند که در آن الیف خطاب به سلطان نوشته:« می دانمم که وقتی عمویم احمد تصادف کرده بود و احتیاج به کمک داشت تو توجه نکردی و عمویم کشته شد ولی نگران نباش من به کسی چیزی نمی گویم.»

جهان بعد از خواندن این خاطره به خودش قول می دهد که از این نوشته علیه عزیزه استفاده کند تا او را شکست دهد.

محفوظ نگاهی به اتاق در هم ریخته ی اصلان می کند و می گوید:« راستش را بگو چرا دادی عکس ریان را برایت قاب کنند؟»

اصلان از جواب طفره می رود و می گوید:« چون میران پسر عمویم است و ریان هم زنش. من هیچ ایرادی در این کار نمی بینم.»

در عمارت شاداغلو ریان گریه کنان به ملیکه می گوید برخلاف حرفهایش نمی خواهد از میران طلاق بگیرد چون او بی گناه است.

از آن طرف میران در میان صحبت با فیرات می گوید:« برای اینکه اعتماد مادر بزرگم را جلب کنم و او باور کند که من هنوز برای گرفتن انتقام نقشه دارم، باید از ریان طلاق بگیرم.»

+ 6532و تصمیم می گیرد که ابتدا با هازار و سپس با ریان در این مورد صحبت کند. ابتدا با ریان تماس می گیرد و در خانه ی مادربزرگش شکران قرار می گذارد سپس به سراغ هازار می رود. هازار که بعد از جریان آزاد چشم دیدن او را ندارد می گوید:« تو ما را فریب دادی و از حسن نیت ما سو استفاده کردی.»

میران جواب می دهد:« ریان از همه چیز خبر دارد. او به من اعتماد کرده و حرف مرا باور می کند و قصد طلاق گرفتن هم ندارد و برای محافظت از من آن حرفها را می زند.» هازار که از ریان این انتظار را نداشت می گوید:« از من و دخترم دور شو وگرنه برایت گران تمام می شود و اینقدر هم درمورد ریان دروغ نگو.»

در عمارت اصلان بی گونول و سلطان سعی دارند بفهمند که چرا عزیزه چند روز پیش قصد داشت آنها را به کارس بفرستد و می خواهند از ماجرای گلوله خوردن آزاد سر در بیاورند اما عزیزه جواب سوالهای آنها را نمی دهد و گونول هم وسایلش را جمع می کند و به حالت قهر به هتل می رود تا مدتی دور از عزیزه آرامش داشته باشد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تردید (هرجایی)  قسمت 157 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال هرجایی (تردید) قسمت 158 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *