خلاصه داستان سریال ترکی هرجایی قسمت 227

سلام همراهان عزیز الو سریال در این بخش خلاصه داستان سریال هرجایی قسمت 227 را آماده کردیم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید. 

سریال هرجایی قسمت 152

سریال هرجایی قسمت 227

زهرا به خاطر رفتار دلشاه با ریحان به هازار می گوید: «اجازه نمیدم هرکی از راه رسید دخترم رو کتک بزنه. می دونم وضعیت روحی خوبی نداره ولی ساکت نمیشم.» هازار که از هر طرف تحت فشار و رنج است قول می دهد همه چیز را جمع و جور کند.
آزرا که مطمئن شده در میدیات ماندگار است تصمیم می گیرد از اتفاقاتی که در اطرافش می گذرد سر در بیاورد. بنابراین با عزیزه تماس می گیرد و با او قرار ملاقات می گذارد و به محض دیدن عزیزه با ناراحتی می گوید: «من کی ام؟ چرا منو از خانواده م جدا کردین؟» عزیزه می گوید: «اینا مربوط به گذشته است. باید بدونی من به خواست پدرت تو رو از شر مادرت حفظ کردم.» و همه چیز را به او توضیح می دهد و آزرا با حیرت به حرف های او گوش می دهد.
فسون یارن را به جای بردن به بیمارستان به خانه اصلان بی می برد تا زن قابله او را معاینه کند. یارن وحشت می کند و سعی می کند با دادن مقداری پول به قابله او را مجبور کند که به فسون بگوید که یارن باردار است ولی قابله نمی پذیرد. هاندان هم از شدت نگرانی با جهان تماس می گیرد و او را به عمارت می کشاند. قابله در حضور فسون که مطمئن است یارن در مورد حامله بودن خود دروغ گفته می گوید: «یارن حامله ست.» هاندان نفس راحتی می کشد و به جهان می گوید: «این یه معجزه ست.» یارن که از شنیدن این خبر خیلی خوشحال است به خواست فسون تصمیم می گیرد در عمارت اصلان بی و زیر نظر فسون نه ماه بارداری اش را سپری کند.
میران از اینکه می بیند ریحان غصه می خورد و چشم هایش همیشه پف کرده ناراحت است و دلیلش را می پرسد. اما ریحان می خندد و می گوید: «زن حامله زود احساساتی می شه. من حالا مطمئنم که تو پدر خوبی برای پسرمون خواهی شد. نباید فرصت لذت بردن از زندگی رو از دست بدیم. ولی اول باید به دیدن عزیزه بریم.» آنها پیش عزیزه می روند و میران با اکراه به او می گوید: «به خواست ریحان یه شانس به تو میدم تا حس نیتت رو ثابت کنی.» عزیزه خوشحال می شود و قول می دهد تمام تلاشش را بکند. بعد از آن میران برای خوشحال کردن ریحان او را به ساختمانی می برد و تابلوی خیریه جدید التاسیس امید شاداغلو را به او نشان می دهد و می گوید: «از این به بعد جلسات خیریه توی همین ساختمان برگزار میشه.» ریحان با خوشحالی میران را در آغوش می گیرد و می گوید: «این خیلی پرمعناست که ما قراره امید تمام دخترا باشیم.» آنها سپس برای خریدن لباس و وسایل بچه به فروشگاه می روند و خرید می کنند. ریحان هم غمگین و هم خوشحال است. او از اینکه قرار نیست پسرش را بعد از به دنیا آمدن ببیند غصه می خورد و یواشکی اشک هایش را پاک می کند و میران قول می دهد که هرگز پسرشان را تنها نگذارد. او از ریحان می خواهد که به رفتارهای دلشاه عکس العمل نشان ندهد و به فکر پسرشان باشد. ریحان در تنهایی به تلخی گریه می کند و نمی فهمد که چرا اینهمه بلا باید سر او بیاید و زندگی اش بسته به مرگ کودکش باشد.
محفوظ به دیدن ریحان می آید و با حسرت به اتاق بچه ریحان نگاه می کند و با بغض می گوید: «کاش من و مادرت هم زمان به دنیا اومدن تو همینطوری انتظار می کشیدیم.» ریحان او را بغل می کند ودر حالی که او را بابا صدا می زند می گوید: «هر چقدرم انکار کنم پدرمی. دیگه نمی خوام فرصت با تو بودن رو از دست بدم.» در همین حال هازار هم می آید و به ریحان قول می دهد که بهترین پدربزرگ برای بچه او و میران شود. ریحان به او می گوید: «امروز میران پیش عزیزه رفت و به اون یه فرصت برای بخشیده شدن داد.» هازار که انتظار این را از میران نداشت شوکه می شود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تردید (هرجایی)  قسمت 227 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال هرجایی (تردید) قسمت 228 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *