خلاصه داستان سریال ترکی هرجایی قسمت 231

سلام همراهان عزیز الو سریال در این بخش خلاصه داستان سریال هرجایی قسمت 231 را آماده کردیم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید. 

سریال هرجایی قسمت 152

سریال هرجایی قسمت 231

فیرات به زینب که نگران رابطه دو برادر شده و حس می کند فسون باعث به هم خوردن میانه آن دو شده می گوید: «میران باید با من درست رفتار کنه. این هیچ ربطی به فسون و رفتار اون نداره. اجازه نمیدم کسی رابطه من و برادرم رو خراب کنه.»
شاداغلوها همگی به مهمانی خیریه می روند و جهان و هاندان به دیدن یارن می روند. جهان به دخترش قول می دهد که بعد از زایمانش او را از دست عزیزه نجات خواهد داد. ریحان می خواهد گواهی بیمارستان را جای مطمئنی پنهان کند اما با دیدن میران دستپاچه می شود و کاغذ را همانجا روی میز رها می کند. وقتی آنها از خانه خارج می شوند دلشاه به اتاق ریحان می رود و از گواهی عکس می گیرد و در گوشی اش نگه می دارد.
هاندان وقتی می بیند که فسون باعث آزار شیدا خدمتکار یارن شده برای اینکه خیال خودش را از بابت دخترش راحت کند ملیکه را هم به همراه شیدا به عمارت اصلان بی می فرستد.
در مراسم خیریه اولین مهمان میران و ریحان محفوظ پدر ریحان است که در بدو ورود چکی را به عنوان هدیه به خیریه تقدیم می کند و باعث خوشحالی ریحان می شود. سپس شهردار و همسرش می آیند و قول تاسیس کتابخانه برای دختران خیریه را می دهند. سپس فرماندار از راه می رسد و از میران می خواهد برای انتخابات شورای شهر کاندیدا شود. در این بین دکتر معالج ریحان هم وارد ساختمان می شود و ریحان به استقبال او می رود و از او خواهش می کند در مورد وضعیت خطرناکش به میران چیزی نگوید. اما میران که از وضعیت روحی ریحان نگران است دکتر را در گوشه ای گیر می آورد و از او در مورد وضعیت ریحان می پرسد.
عزیزه، اسما و گونول هم می آیند و هازار با دیدن عزیزه به اسما می گوید که نمی تواند وجود این زن را تحمل کند و به سمت در خروجی می رود. عزیزه پشت سر او می رود و می گوید: «به من مادر نگو اما یه لحظه بودن با دختر و پسرت رو از دست نده. چون من تجربه ش کردم.» هازار کمی فکر می کند و به سالن برمی گردد. نصوح و ریحان و عزیزه نفس راحتی می کشند.
میران به سمت ریحان می آید و با بغض می گوید: «دکتر به من گفت حاملگی پرریسکی داری و باید تحت نظر پزشک باشی و خطر سقط جنین هست. چرا به من نگفتی؟» ریحان از اینکه دکتر چیز بیشتری به میران نگفته خوشحال می شود و او را بغل می کند و می گوید: «نخواستم غصه بخوری.»
در همین حال فیرات و زینب هم از راه می رسند. فیرات به میران می گوید: «رفتار امروز صبحت خیلی بد بود. نمی دونم کی می خوای منو به چشم برادر ببینی نه کارمند خودت.» میران که حس می کند فیرات در مورد او دچار سوتفاهم شده ناراحت می شود.
دخترهای کوچک خیریه که مهمان افتخاری هستند می آیند و دسته گلی تقدیم ریحان می کنند و ریحان از خوشحالی گریه می کند. میران به او می گوید: «اولویت من تو زندگی تو هستی بعد پسرمون.» سپس با تشویق مردم پشت تریبون می رود و می گوید: «هدف ما از تاسیس این خیریه کمک به بچه های نیازمند و بازمانده از تحصیله. می خوایم به همه دخترای کشورمون کمک کنیم. از تک تک شما امید حمایت داریم.» سپس ریحان را برای سخنرانی دعوت می کند. ریحان با وجود غمی که در قلبش نهفته لبخند می زند و کنار شوهرش می ایستد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تردید (هرجایی)  قسمت 231 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال هرجایی (تردید) قسمت 232 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *