خلاصه داستان سریال ترکی هرجایی قسمت 232

سلام همراهان عزیز الو سریال در این بخش خلاصه داستان سریال هرجایی قسمت 232 را آماده کردیم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید. 

سریال هرجایی قسمت 152

سریال هرجایی قسمت 232

ریحان پشت تریبون دخترهای کوچک را نشان می دهد و می گوید: «صاحب اصلی خیریه اینا هستن.»

و بعد از تشکر از میران و هازار و عزیزه و نصوح و محفوظ که خیرین آنجا هستند ادامه می دهد: «شخص دیگه ای هم به ما کمک کرده ولی اسمش رو نمی دونم.»

در همین حال فسون به همراه آزرا وارد مهمانی می شود و آزرا می گوید: «این خانم مادرم فسون اصلان بی و خیر این مجموعه هستن.» دلشاه با دیدن آزرا کنار فسون ناراحت می شود. همه حیرت زده نگاه می کنند.

میران بعد از مهمانی در خانه از آزرا توضیح می خواهد و او هم می گوید: «باید فسون رو به عنوان مادر من بپذیرین واگرنه از اینجا میرم.» دلشاه که طاقت دوری از آزرا را ندارد می گوید: «آزرا نباید از اینجا بره.» میران به خاطر مادرش سکوت می کند.

وقتی میران با ریحان تنها می شود ریحان می گوید: «باید فسون و آزرا رو درک کنی. اگرچه من از فسون خوشم نمیاد ولی اون مادره. حق داره از محبت فرزندش برخوردار بشه. مثل من که حاظرم جونم رو برای پسرم فدا کنم.» میران با مهربانی می گوید که کاش همه مثل ریحان خوش قلب بودند.

او فردا سر میز صبحانه به خاطر رفتار تندش از آزرا عذرخواهی می کند و می گوید: «تو حق داری به مادرت نزدیک بشی. اینجا هم خونه توئه. اگه از اینجا بری از تو ناراحت میشم.»

آزرا تشکر می کند اما او تصمیم دارد با کمک عزیزه ضربه سختی به فسون که او را درکودکی رها کرده بزند.

عزیزه با او تماس می گیرد و می گوید: «نباید مهمونی میران و ریحان رو خراب می کردی.»

آزرا می گوید: «من باید اعتماد فسون رو به دست بیارم تا تو وقت مناسب شکستش بدم.» و عزیزه سکوت می کند.

در عمارت شاداغلو هازار می گوید که فسون با نقشه به مهمانی آمده تا باعث ناراحتی میران و ریحان شود.

جهان وقتی می فهمد که فسون دختری به نام آزرا دارد احساس می کند که دیگر افسار فسون را به دست گرفته است.

فیرات به زینب پیشنهاد ازدواج می دهد و زینب با خوشحالی می پذیرد. بعد از آن میران به شرکت می رود تا در جلسه انتخاب رئیس هیات مدیره شرکت کند.

اصلان بی ها و شاداغلوها جمعند و آزاد می گوید: «من استعفا دادم و فقط میران نامزد ریاست شده پس ریاست اونو می پذیریم.» فیرات بلند می شود و می گوید: «منم نامزدیم رو اعلام می کنم.» آزاد می گوید: «پس باید رای گیری کنیم.»

اما میران می گوید: «لازم نیست. من به نفع فیرات کنار میرم.» او به فیرات تبریک می گوید و از جلسه خارج می شود.

جهان فسون را در سالن شرکت می بیند و چون می داند خراب شدن رابطه میران و فیرات به نفع فسون است با ناراحتی می گوید: «فهمیدم یه دختر داری پس بهتره مراقبش باشی. دختر من در مقابل دختر تو.» فسون به فکر فرو می رود.

زهرا صبح به خانه میران و ریحان می رود و می گوید: «دلشاه مریضه. باید از میران بخوای که با یه روانپزشک مشورت کنه.»

دلشاه که حرف ای زهرا را شنیده وقتی ریحان تنها می شود به اتاق او می رود و عکس گواهی بیمارستان را نشان ریحان می دهد و می گوید: «تو باعث شدی عزیزه و میران به هم نزدیک بشن. آزرا هم فهمید که مادرش فسونه. دیگه نباید مغز پسرم رو بخوری واگرنه این عکس رو نشونش می دم. بعد اون مجبورت می کنه که بچه رو سقط کنی. اما من نمی خوام تو زنده باشی. من مرگت رو می خوام.» ریحان که نگران بجه توی شکمش شده گریه می کند.

در همین حال میران که حرف های مادرش را شنیده حیرت زده به او چشم می دوزد و دلشاه به وحشت می افتد و میران داد می زند: «همین حالا توضیح می خوام.»

گونول که تازه از زبان آزاد شنیده یارن هارون را به قتل رسانده با ناراحتی به او می گوید: «تو انقدر منتظر شدی تا منو عاشق خودت کنی بعد بگی که خواهرت قاتل پسر عمه م بوده. من و تو اشتباه کردیم. بهتره جدا بشیم.» آزاد با درماندگی به او نگاه می کند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تردید (هرجایی)  قسمت 232 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال هرجایی (تردید) قسمت 233 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *