خلاصه داستان سریال ترکی هرجایی قسمت 247

سلام همراهان عزیز الو سریال در این بخش خلاصه داستان سریال هرجایی قسمت 247 را آماده کردیم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید. 

سریال هرجایی قسمت 152

سریال هرجایی قسمت 247

وقتی یارن در ماشین است، ناگهان ارکان جلوی ماشین را می گیرد و با بیهوش کردن یارن او را می دزدد و در آخر به راننده می گوید:«سلام من رو به جهان شاداغلو برسون! »
عزیزه همراه هدیه های بسیار به عمارت شاداغلو می رود تا در نبود زهرا مراقب بهار و گل باشد. او با دیدن هازار مکث می کند و می گوید: «شاید وقت مناسبش نباشه. » اما هازار از او دعوت می کند تا داخل بیاید. عزیزه خیلی خوشحال می شود.
ریان و بقیه دور میز صبحانه هستند و همگی از این که قرار است ریان به زودی خوب بشود صحبت می کنند. اما زهرا با ناراحتی به انها چشم می دوزد. قرار است تا دو ماه آخر حاملگی ریان بستری بشود برای همین آزرا و فیرات و زینب تصمیم به برگشت می گیرند. برای لحظه ی ریان به دستشویی می رود که زهرا رو به میران می کند و می گوید: «شماها نشنیدین دکتر گفت این عمل ریسکش بالاست؟ من نمیخوام دخترمو از دست بدم. چرا نمیفهمین؟ میران تو راضی به مرگ ریانی؟ نباید قانعش کنی که دست از این کار برداره؟ » میران با ناراحتی سرش را پایین می اندازد که ریان از راه می رسد. شب میران حسابی ناراحت است و مدام چشمانش پر از اشک می شود. ریان کنارش می رود و می گوید:«میران تو نباید امیدت رو از دست بدی… » و میران را پیش درختی می برد که تمام شب را مشغول تزئین آن بوده و یادداشت هایی که به درخت چسبانده را یکی یکی به دست میران می دهد و می گوید: «میران من همه چیز رو با تو باور کردم. حالا تو باورت به من رو از دست بدی، من هم ناامید میشم…. »
فسون اصلان بی با داد و بیداد و فریاد به عمارت شاداغلو می رود و جهان را صدا می زند و می گوید: «نوه ی من کو جهان؟ » وقتی هازار و نصوح و جهان به سمتش می روند، فسون راننده اش را مقابل انها می اندازد و می گوید:«دشمن تو، نوه ی من رو دزدیده! » جهان که نگران یارن می شود فورا به راه می افتد تا او را پیدا کند. همان موقع بعد از رفتن فسون ارکان به هازار زنگ می زند و می گوید: «آقا هازار این یه تله ست. کار فسونه. اون از من خواست فقط دختر جهان رو بدزدم اما قراره اتفاقای خیلی بدی بیفته. » هازار با نگرانی راه می افتد تا مراقب جهان باشد. عزیزه هم که نگران پسرش است، هازار را تعقیب می کند.
ریان و میران زیر درخت می نشینند که همان موقع درد زایمان ریان شروع می شود و میران با نگرانی او را در آغوش می گیرد تا به بیمارستان برساند. ریان روی تخت بیمارستان با گریه از دکترها می خواهد بیهوشش نکنند تا برای یک بار هم شده پسرش را ببیند و در آغوش بگیرد… میران گریه می کند و از ریان می خواهد که قوی باشد…
هازار به جنگلی می رسد که جهان هم انجا دنبال ریان می گردد. عزیزه مانع هازار می شود و از او می خواهد که برگردند چون حس می کند اتفاق های بدی انجا خواهد افتاد. اما هازار که نگران جهان است قصد برگشت ندارد. وقتی عزیزه سعی در قانع کردن هازار است، تیری به بازوی او می خورد و روی زمین می افتد. هازار بالای سر او با نگرانی به اطراف چشم می دوزد. جهان با شنیدن صدای عزیزه فکر می کند دزدیدن یارن باید کار عزیزه باشد و به سمتش می رود.
دکترها تمام تلاششان را می کنند تا بچه را زنده به دنیا بیاورند. میران بالای سر ریان است و سعی می کند به او دلگرمی بدهد… وقتی نوزاد به دنیا می آید، در ابتدا گریه نمی کند و میران و ریان با دلهره به او چشم می دوزند. تا این که صدای جیغش بلند می شود و ریان پسرش را در آغوش می گیرد و با خوشحالی او را بو می کند. میران از دکترها تشکر می کند که همان موقع ریان بی حرکت روی تخت می ماند… میران به سمتش می رود و با گریه از ریان می خواهد قوی باشد…
جهان به سمت هازار می رود و می گوید: «داداش تو داری از عزیزه دفاع میکنی؟ » هازار به سمتش می رود تا اسلحه را از دستش بگیرد. انها کمی با هم درگیر می شوند که صدای شلیک گلوله به گوش می رسد و هازار با تیری در قلبش روی زمین می افتد. فسون از دور با لبخند زیرلب می گوید:«عزیزه تو باید مرگ بچه هات و نوه هات رو تو آغوش خودت ببینی! » عزیزه به سمت هازار که روی زمین افتاده می رود و از ته دل اسمش را فریاد می زند. هازار با صدایی لرزان می گوید:«بچه هامو به سپردم مامان… » وچشمانش را برای همیشه می بندد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تردید (هرجایی)  قسمت 247 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال هرجایی (تردید) قسمت 248 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *