خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت 82

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 82 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت 82

عزیز پیش سلطان می رود تا او را راضی کند که شب در شام خانوادگی شان حضور داشته باشد. سلطان راضی نیست اما قبول می کند.

عبدالله از مغازه ی صالح جعبه ی دکمه سردست هایی را برمیدارد و راه می افتد و به سمت شرکت عزیز می رود و جعبه را به او می دهد.

عزیز با دیدن داخل آن، یاد خاطره ای وقتی در کما بود می افتد. او از فریده خواسته بود تا دکمه سردست هایش را برایش بیاورد و با دیدن آنها، به روی عبدالله لبخند می زند.

کرم هم با دیدن عبدالله بازوی او را می چسبد و همراه خودش به شام خانوادگی می آورد. کرم با صدای بلند به همه می گوید که مادرش را پیدا کرده. همه با تعجب به او خیره می شوند که کرم زود حرفش را عوض می کند و می گوید: «حرفمو که باور نکردین، کردین؟! » و می خندد! کمی بعد عزیز در مورد این که می خواهد امشب تاریخ عروسی اش با نهیر را انتخاب کند حرف میزند.

سلطان عصبانی می شود و می گوید: «داداش چه عجله ایه؟! » نهیر به او چشم غره می رود و بعد لبخند تصنعی زده و می گوید: «سلطان جون لازم نیست خانواده شما چیزای خوبی رو تجربه کنه؟! » تحسین هم حرف او را تایید می کند.

اما سلطان دوباره می گوید: «الان تو فکر کردی این نامزدی و عروسی یهویی حال هممونو خوب میکنه؟ زیر سایه تو ما یه خانواده میشیم؟ هدف تو چیه؟!» تحسین از سلطان می خواهد تا آرام باشد و بس کند.

عزیز می گوید: «نهیر تو مدتی که نبودم خیلی کمکمون کرد سلطان. حالا لازمه که تاریخ پایان پروژه ی ساختمونی رو جلو بکشیم و یه سرمایه گذار جدید پیدا کنیم. » نهیر جا می خورد و با نگرانی می گوید که به این کار نیازی نیست. عزیز که منتظر دیدن واکنش های آنها بوده، لبخند می زند.

وقتی فریده به خانه می رسد، آنیتا با ناراحتی دنبال آلبوم های خانوادگی اش می گردد اما نمی تواند آنها را پیدا کند و آرام و قرار ندارد و از انها می خواهد او را پیش آلیس ببرند. فریده به سلطان زنگ می زند تا خودش را برساند اما سلطان به خاطر شام خانوادگی شان قبول نمی کند.

بقیه در مغازه صالح جمع شده اند و منتظر هستند تا مهره را بچرخاند. صالح هربار مهره را می اندازد مهره نمی چرخد و می گوید :«یعنی هنوز هم نتونستم تو راه وارد شیم؟ » و بار دیگر امتحان می کند.

این بار مهره روی خانه ی آسمان می نشیند. صالح در این مورد می گوید: «تو این مرحله زمین برای بنده حس بدی میده… به خاطر خشونتی که دیده میخواد پرواز کنه ولی ناتوانی شو میبینه و میفهمه… » کمی بعد علی وارد مغازه می شود و از نجمی می خواهد تا کمی صحبت کنند.

آخر شام خانوادگی، عبدالله به سمت عزیز می رود و می گوید: «باید از راه کج به مسیر درست بیای. »

آنیتا هنوز آرام نشده و کرم به فریده زنگ می زند تا از حال او باخبر بشود و وقتی می فهمد آنیتا بی تاب است، تصمیم می گیرد دنبالش برود.

جان دوربینی که داشته را به کامپیوتر وصل می کند تا داخلش را تماشا کند. با چیزی که در آن می بیند تعجب می کند.

امینه به فریده زنگ می زند تا با هم در پارک صحبت کنند. فریده از خانه بیرون می زند که چند نفر او را گرفته و به زور سوار ماشین می کنند. امینه و عزیز از دور شاهد این صحنه هستند.

عزیز انها را تعقیب می کند و می بیند که فریده چشم بسته مقابل تحسین ایستاده. وقتی فریده هم چشمانش را باز می کند و با تحسین روبرو می شود جا می خورد.
آنیتا کرم را به سمت خانه اش می برد…

نهیر که تصمیم دارد به کل فریده را حذف کند، به حصیبه زنگ می زند و خیلی رک به او می گوید که می خواهد از شر فریده خلاص بشود و در عوض به او پیشنهاد پول می دهد. حصیبه خوشحال و راضی قبول می کند.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 82 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 83 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *