خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت 99

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 99 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت 99

فیرات به شرکت می آید و طوری وانمود می کند انگار شرکت مال او است و کنار استخر عکس می گیرد که فریده او را می بیند و کنارش می رود و دلیل این کارهایش را می پرسد. اما خودش حدس می زند که موضوع شراکت را فهمیده. فیرات می گوید که حقش را می گیرد و فریده سعی در آرام کردنش دارد.
عزیز نهیر را با آزادی مشروط آزاد می کند. نهیر هم همراه او به شرکت می اید. وقتی عزیز فریده و فیرات را می بیند کنارشان می رود. فیرات تصمیم می گیرد آنجا را ترک کند و می گوید: «به زودی بیشتر از این میام! » عزیز در آرامش می گوید: «منتظر هستیم. کافیه با نیت خوبت بیای. » وقتی فیرات از شرکت خارج می شود، نهیر به سمت او می رود و از او می خواهد تا صفحه ی جدیدی را با هم باز کنند. فیرات هم قبول می کند و به او دست می دهد!
گولتن به دیدن کرم می رود. کرم از او خواسته که خودش را برساند و با دیدن گولتن می گوید: یادته بهت قول داده بودم باز میارمت که با مامانم قهوه بخوری؟ » گولتن چشمانش پر از اشک می شود و کرم او را به سمت آلیس می برد. گولتن با دیدن آلیس گریه می کند و صورتش را نوازش می کند اما آلیس واکنش خاصی ندارد. کمی بعد گولتن در مورد این که بولنت از این که کرم آلیس را پیدا کرده خبر دارد یا نه؟ کرم یاد روزی که در تیمارستان، بولنت به دیدنشان رفته بود می افتد و بعد می گوید: «چطور میتونم مامانمو مخفی کنم؟ » گولتن پیشنهاد می دهد تا آلیس را پنهانی به خانه ی تحسین و طبقه ی پایین یعنی اتاق گولتن ببرند. کرم هم قبول می کند و بدون این که کسی متوجه بشود آلیس را وارد خانه می کنند.
زهرا و یامور به خانه شان اسباب کشی کرده اند. فریده شب به زهرا سر میزند و کمی با او مشغول صحبت می شود که زهرا می گوید: «کاش شما هم نزدیک به ما بودین تا محله مثل قبلناش شه. راستی خونه پدربزرگتون همین یه کوچه پایین تره، اگه فروخته نشده چرا اونجا نمیرین؟ » فریده که از این موضوع خبر نداشت، تعجب می کند.
عزیز پیش سلطان می رود. سلطان در مورد این که حس می کند در گذشته خانواده شان اتفاقات تاریکی وجود داشته صحبت می کند. عزیز می پرسد: «چرا همچین چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟ » سلطان کمی مکث می کند و می گوید: «با فیرات صحبت کردم. چیزای ترسناکی برام تعریف کرد. » عزیز می گوید: «بعدا در این مورد با هم صحبت میکنیم اما ازت میخوام به من اعتماد کنی نه به کسی که پشت سر خانواده مون حرف میزنه. »
عزیز به اتاق تحسین می رود. تحسین پرونده ای را به او می دهد و می گوید: «تمام چیزی که میخوای تا منو گیر بندازی این تو هست. اما همش کپیه. اصلش دست کیه؟ باید از فیرات بپرسی! اون اینارو برام آورد! » عزیز خانه را ترک می کند تا پیش فیرات برود. تحسین قبل از این که عزیز برسد، به فیرات زنگ می زند و می گوید: «به عزیز حقیقت رو بگو. اما اسمی از من نبر. »
وقتی عزیز پیش فیرات می رسد، فیرات کمی او را برای شنیدن حقیقت اذیت می کند و در آخر می گوید: «من اینارو از صالح بابا گرفتم! » عزیز ناباورانه به او چشم می دوزد.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 99 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 100 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *