خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 241

در این مطلب خلاصه قسمت 241 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 241

یاماچ همه ی افرادش را جمع می کند و به آنها مسپارد تا گوشه ی گوشه ی شهر را بگردند تا بتوانند رد دختران گودال را که گروگان گرفته اند بگیرند و آنها را آزاد بکنند.

داملا وقتی در مورد پیگیری قضیه دخترها می پرسد، قضیه ی ناهیت و دست درازی اش به دخترها را تعریف می کند و حتی می گوید که ناهیت قصد دست درازی به او را هم داشته اما حالش را گرفته است!

جومالی عصبانی می شود و به او می گوید که نباید دنبال اینجور کارها برود چون برایش خطرناک است. و با عصبانیت می گوید:« تو پیش مرد نامحرم چیکار داشتی؟ » داملا دست او را با عصبانیت کنار می زند و می گوید:« دستتو بیار پایین ببینم! من کاری رو که باید کردم! »

جومالی می گوید:« منم بودم همین کارو میکردم اما تو نباید اینکاراو بکنی اینا وظیفه منه! این موضوع تموم نشده! در موردش بعدا صحبت میکنیم! » و بعد آدرس کارگاه خیاطی را از او می گیرد.

سلیم هم سراغ آکین می رود و به او می گوید:« اگه دستی تو این قضیه داری بگو! »

آکین با عصبانیت می گوید:« تو مگه منو از خانواده حذف نکردی؟! الان برای چی اومدی از من حساب میپرسی؟ من از هیچی خبر ندارم! اگه مشکلی دارین اول میای چیزایی که از من گرفتی رو پس میدی و بعدش کمک میخوای! باشه آقا سلیم؟ »

سلیم با حرص و عصبانیت به او خیره می شود. آکین پوزخند می زند و می گوید: «از اولم معلوم بود نه از تو و نه از کس دیگه هیچ گوهی مشخص نمیشه! »

سلیم دستش را بالا می برد تا به او سیلی محکمی بزند. آکین بدون ترس و با جدیت می گوید:« امتحانم نکن! هرگز! من اگه کوچوالی نیستم پسر تو هم نیستم. برای همین بلدم اون دستی که بلند کردی بیارم پایین! »

مردم همه دسته به دست بسیج شده اند تا ردی از دختران پیدا بکنند. در این بین بولنت به همراه آذر با خیال راحت قهوه اش را می نوشد و خیالش راحت است. دختران هم در جایی دیگر همراه دیگر افراد ناهیت و آذر زندانی شده اند و با انها به بدی رفتار می شود.

یکی از افراد یاماچ خبر جدیدی برای او دارد. یاماچ به همراه بقیه راه می افتد اما مرتضی را بین خودشان راه نمی دهد. مرتضی هم فورا به آذر زنگ می زند و به او می گوید که آماده باشد.

افسون مقابل آکین می نشیند و در مورد یاماچ و کوچوالی ها از او اطلاعات می گیرد. اکین به او می گوید که هیچ چیز برای یاماچ مهمتر از گودال و کسانی که دوستشان دارد نیست و برای همین به خاطر آنها هرکاری که لازم باشد را می کند.

یاماچ و سلیم و متین به همراه عده ای به مکانی که مشخص شده دخترها انجا هستند می روند و نگهبان ها را از سر راه برمیدارند اما وقتی در انباری انجا را باز می کنند، با تعدادی دختر دیگر روبرو می شوند و معلوم می شود که این یک رد گم کنی و نقشه بوده است.

از طرفی دخترهای گودال درون انباری یک کشتی هستند که فعلا کسی از انها خبر ندارد!

افسون از آکین می خواهد وقتی نمی تواند وارد گودال بشود، می تواند دست به کارهای دیگری بزند. اکین منظور او را می فهمد که همان مواد مخدر است اما می گوید:« اینم سرمایه میخواد! » افسون می گوید:« اگه از تجارت سر درمیاری شراکت چیز بدی نیست! »

آکین لبخند می زند و قبول می کند.

جومالی به همراه کمال و علیچو به کارگاه خیاطی می روند. علیچو تمام مدارکی که می تواند به دردش بخورد را جمع می کند تا بررسی بکند.

وقتی یکی از افراد گودال خودش را جای پیک غذا جا می زند و به محلی که قدیر یکی از برادران آذر و ناهیت انجا پناه گرفته اند می برد، متوجه آنها می شود و این را به یاماچ خبر می دهد.

آکین از رمزی می خواهد تا به کمک دوستانش همه جای دره را بررسی بکنند تا مکان مناسب و دور از دسترسی پیدا بکنند.

علیچو که چیزهایی فهمیده به یاماچ و سلیم و جومالی می گوید اطلاعاتی در مورد بولنت می گوید و اضافه می کند که طرف نزول خورد است و مقدار زیادی در جایی پول نگه میدارد. علیچو سعی می کند تا این نقطه ضعف را از او پیدا بکند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 241 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 242 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *