خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 333

در این مطلب خلاصه قسمت 333 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 333

یاماچ که بعد از مرگ سلیم خواب ندارد و فقط در فکر انتقام است، نیمه شب ساز سلیم را زیر خاک دفن می کند. او همچنین چهار قبر برای چنگیز و پسرهایش می کند. یاماچ سراغ عایشه می رود و حال او را می پرسد بعد هم از او می خواهد که مراقب کاراجا باشد. عایشه می گوید:« بعد اتفاقاتی که برای کاراجا افتاد من دیگه چیکار می تونم کنم؟ یاماچ تو نگران ما نباش. کلی بار رو دوشته و نمی خوام ماها رو هم به دوش بکشی.» یاماچ می گوید:« کسی روی دوش من بار نیست. همه ی این اتفاقات رو با هم پشت سر می ذاریم.» یاماچ سری هم به کاراجا می زند و متوجه می شود که بدن کاراجا می لرزد. او کاراجا را در آغوش می گیرد و می گوید که این روزها می گذرند.
متین که مدتها پشت در میخانه منتظر جومالی ایستاده است وقتی می بیند که خبری از او نیست داخل می شود و از جومالی می خواهد که خودش را جمع و جور کند و به محله برگردد. جومالی می گوید:« دیگه جومالی کوچوالی ای وجود نداره. تموم شد.» متین کنار او می نشیند و می گوید:« جون داداش قهرمان دست من و کمال امانت بود وقتی که مرد و نتونستیم ازش مراقبت کنیم خیلی خودمونو سرزنش می کردیم. یه روز داداش سلیم اومد و ما رو برد یه گوشه و بهمون گفت مسئولیت جایی که نبودید با شما نیست. شما اون شب با قهرمان نبودید و نمی تونستید کاری کنید پس الکی خودتونو سرزنش نکنید.» جومالی کمی آرام می شود و متین خاطره ی دیگری تعریف می کند:« بعد از مردن کمال من خیلی داغون شده بودم. ذره ذره داشتم از بین می رفتم. داداش سلیم اومد و اسلحه جلوم گذاشت و گفت ذره ذره نمی شه اگه می خوای بمیری باید یهو ماشه رو بکشی و کارو تمم کنی اگه نمی خوای هم ما تو قهوه خونه منتظرتیم.» جومالی با شنیدن این خاطرات گریه اش می گیرد و متین از او می خواهد که از این وضعیت بیرون بیاید چون خودش همه ی اینها را تجربه کرده و می داند که نباید متوقف شد.
آکین که مشتاقانه منتظر نابود کردن خانواده ی اردنتهاست به یاماچ می گوید:« عمو حالا که کارخونه های چنگیز رو منفجر کردی چرا ما هنوز نشستیم؟ چرا نمی ریم و طرف رو نمی کشیم؟» یاماچ می گوید:« ما می خوایم اون عذاب بکشه. اگه پشت سر هم بهش ضربه بزنیم خل می شه و نمی فهمه عذاب چیه. اردنتها پولشون از جونشون واسشون مهمتره ما هم از همین راه عذابشون می دیم.» از طرفی چنگیز مدیرهای کارخانه های منفجر شده اش را جمع می کند و با عصبانیت سر آنها فریاد می زند و می گوید:« وقتی کارخونه های من داشت می سوخت شما کجا بودید؟ تو خواب ناز بودید؟ از اخبار خبرها رو شنیدید نه؟ من بهترین ویلاها و ماشیینها رو بهتون ندادم مگه؟ پول هر چیزی که می خورید و می خرید رو من پرداخت می کنم اون وقت شما فقط به من یه بلا به دور می گید. همتون اخراجید. هر چیزی که دارید و رو ازتون می گیرم. حالا برگردید به روستاهای پدر و مادرتون و از راه بقالی پول دربیارید.» او همان لحظه همه ی مدیرها را اخراج می کند و آنها از ترسشان حتی به صورت چنگیز نگاه هم نمی کنند و یک کلمه نمی گویند.
چنگیز که خیلی خشمگین است پیش افسون می رود و به او می گوید:« تو رفتی عاشق قاتل بابات شدی افسون. عشق؟ تو نمی دونی که آدمایی تو سطح ما عاشق نمی شن؟ عشق رو ما ایجاد کردیم. ما ایجاد کردیم که آدما بخاطرش با هم ازدواج کنن و تو خونه هایی که ما می سازیم زندگی کنن و از وسایلی که ما تولید می کنیم استفاده کنن. عشق رو ما ایجاد کردیم که آدما به پای هم پیر شن و به بیمارستانهای ما برن و از دارو هایی که ما می سازیم استفاده کنن.» افسون به حرفهای او توجهی ندارد و می گوید:« مادرم رو لابد بخاطر داری. زن خاصی بود. آینده رو می دید و می تونست آدما رو خوب کنه. از توانایی هاش یکم به منم رسیده. چند لحظه ی پیش آینده ی تو رو دیدم. اصلا خوب نبود. پولهایی که بهشون تکیه می کنی همه از بین می ره و تو قبرستون بی کس و کارا خاک می شی.» چنگیز می گوید:« من هم آینده رو می بینم. چون خودم اونو رقم می زنم. اگه می خوای آینده ی تو رو بگم بدون که لازم نیست. چون اصلا آینده ای برات نمونده.»
در خانه ی اردنتها گولکان در انباری چشمش را باز می کند و چون مدتها به خانه ی پدرش سر نزده و شب قبل عقلش سرجایش نبوده از خودش می پرسد:« من کجام؟»

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 333 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 334 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *