خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 357

در این مطلب خلاصه قسمت 357 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 357

در مراسم عروسی اکین، جلاسون که متوجه ناراحتی کاراجا شده حال او را می پرسد و کاراجا می گوید که حالش اصلا خوب نیست. جلاسون او را در آغوش می گیرد و می گوید:« یه روزی همه ی این ناراحتی ها می گذره.»
وقتی مهمانها در تالار نشسته اند جومالی متوجه می شود که مکه با خودش مشروب اورده و ان را از او می گیرد تا برای خانواده اش هم نوشیدنی بریزد. داملا با نوشیدن اولین پیک حالش بد می شود و به سرویس بهداشتی می رود. اما سعادت ول کن نیست و مدام می نوشد و از یاماچ می خواهد که برایش بیشتر نوشیدنی بریزد. در سرویس بهداشتی داملا خبر باردار بودنش را به جومالی می دهد و جومالی با خوشحالی پیش خانواده اش برمی گردد و این موضوع را می گوید. همه خوشحال می شوند و به انها تبریک می گویند. یاماچ که به یاد افسون است و از نبودن او اذیت می شود به تنهایی به اتاقی می رود تا کمی با خودش خلوت کند و از سر و صدا ها دور باشد. سعادت پیش او می رود و یاماچ می گوید:« منم قرار بود خانواده ای داشته باشم. قرار بود بابا بشم اما افسون نخواست.» سعادت که مست شده می گوید:« می خواست. مامانت نذاشت. از من نشنیده بگیر یا نه، اصلا بذار همه بدونن. مامانت از موهاش گرفت و اونو کشون کشون برد و از خونه بیرون انداخت.» یاماچ جا می خورد و سراغ مادرش می رود و از او می خواهد که به ورودی تالار بیاید. جلوی ورودی تالار یاماچ از سلطان می پرسد که با افسون چه کرده و سلطان می گوید:« کاری که باید می کردمو کردم. قاتل شوهرمو از خونه بیرون کردم. اون و بچه ش به خانواده ی ما هیچ ربطی ندارن.» یاماچ با عصبانیت می گوید:« برای این موضوع تو تصمیم نمی گیری. قاتل بابام منم. لازم بود و اون کارو کردم. تو منو از پاریس اوردی گودال و چیزی که الان هستم اثر توئه اما افسون و بچه م رو فدای خواسته های تو نمی کنم.این حرف اخرمه.» او سوار ماشینش می شود تا از تالار برود و دنبال افسون بگردد.
وقتی یاماچ در خیابانها سرگردان است و سرنخی از افسون ندارد گولکان با او تماس می گیرد و می گوید که افسون را دزدیده و اگر می تواند بیاید و او را پس بگیرد. یاماچ عصبی می شود و لحظات از دست دادن عزیزانش را به یاد می آورد. مدتی بعد یاماچ به ادرس ساختمانی که گولکان برایش فرستاده می رود. گولکان در اتاقی از همان ساختمان نشسته و از مانیتور رو به رویش تمام راه پله ها و اتاق را زیر نظر دارد. یاماچ وارد ساختمان می شود و در هر طبقه با نگهبانهای قوی و گردن کلفتی رو به رو می شود و یک تنه با انها مبارزه می کند و مدام خسته تر و زخمی تر می شود. وقتی که او به طبقه ی بالا می رسد و افسون را در اتاق رو به رویی می بیند با اینکه توانی برایش نمانده برای نجات دادن او کم نمی گذارد و با وجود اینکه افراد سرحال و تازه نفسی پیش رویش دارد انها را هم کتک می زند و خودش را به افسون می رساند. وقتی که یاماچ کیسه را از سر افسون برمی دارد و چهره ی او را می بیند متوجه می شود که ان دختر فقط لباسهای افسون را به تن دارد و خود افسون نیست. یاماچ گریه اش می گیرد و در همین موقع گولکان با شوکر برقی او را بی هوش می کند و می گوید:« این تازه شروعه. مطمئن باش خیلی قراره بهمون خوش بگذره.»
گولکان یاماچ را سوار ماشینی کرده و ماشین در جاده های کوهستانی حرکت می کند. وقتی که یاماچ به هوش می آید گولکان می گوید:« حدس بزن کجا هستیم. کشور توریستی و زیبای افغانستان.»

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 357 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 358 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *