خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 359

در این مطلب خلاصه قسمت 359 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 359

به دستور گولکان یاماچ را در تابوت ایستاده ای برای هفته ها زندانی می کنند و فقط سوراخی جلوی چشمانش باز می کنند تا نفس بکشد و زنده بماند.

بعد از چند هفته گولکان او را از تابوت بیرون می آورد و دوباره در اتاق سنگی زندانی اش می کند.

یاماچ که لاغر و ضعیف شده و حتی فرصت فکر کردن به فرار را ندارد حرفهای پدرش را با خود زمزمه می کند که می گفت:« تو می تونی. به همه نشون بده که پسر منی.»

بعد از ماه ها یاماچ لاغرتر و ضیف تر می شود، موهایش بلند می شوند و به دستور گولکان همیشه ریشش را می تراشند.

گولکان برای شکنجه دادن او، در اتاق سنگی صدای بلند و گوش خراش و دیوانه کننده ای را پخش می کند. یاماچ در میان صداها صدای پدرش را می شنود که به او سفارش می کند قوی باشد و اسمش را فراموش نکند.

کتک خوردن و صداهای گوش خراش آزار دهنده و انفرادیهای طولانی مدت ادامه پیدا می کند.

هر بار که در اتاق باز می شود یاماچ با دیدن گولکان از ترس به گوشه ای پناه می برد و به لرزه می افتد. با این حال هر بار که گولکان اسمش را می پرسد، یاماچ جواب می دهد:« من یاماچ کوچوالی ام.»

شبها یاماچ در تاریکی می نشیند و اسم اعضای خانواده اش را تکرار می کند تا انها را از یاد نبرد.

او با زغال کوچکی اسم خانواده و علامت گودال را روی دیوارهای اتاق می کشد. یک شب فرار می کند و گولکان برای تنبیه کردنش او را به سیاه چاله می اندازد و می پرسد:« اسمت چیه؟» یاماچ با ترس می گوید:« هر چی تو بگی همونه. باشه.»

گولکان سوالش را تکرار می کند و یاماچ جواب می دهد:« یاماچ کوچوالی.» او ماهها در سیاه چاله زندانی می شود و کم کم هزیان هایش هم شروع می شوند. شکنجه ها همچنان ادامه دارد تا اینکه یک روز گولکان به خواسته اش می رسد. او بعد از کتک زدن یاماچ سوال همیشگی اش را تکرار می کند و می پرسد:« اسمت چیه؟» یاماچ در جواب می گوید:« سوسک.»

گولکان لبخندی می زند و بعد از شنیدن این کلمه او را در همان اتاق سنگی رها می کند و وسایلش را جمع می کند و می رود. یاماچ که ترس و وحشت وجودش را گرفته حتی بعد از رفتن گولکان هم جرات نمی کند از اتاق سنگی بیرون بیاید.

بالاخره یک روز ارام ارام پایش را از اتاق بیرون می گذارد و به نزدیکی خانه ی یک مرد افغان می رود. پسر جوانی سنگی به طرف یاماچ پرت می کند و یاماچ در گوشه ای کز می کند و با ترس به پسر نگاه می کند.

مرد افغان به ان پسر می گوید:« این دیوونه س مگه چیکارت داره؟ ولش کن.» او تکه ای نان به یاماچ می دهد و بعد از ان هر روز به خانه ی سنگی می رود و کمی غذا برای یاماچ می برد. هفته ها می گذرد و یاماچ در ان روستا مشغول چوپانی می شود.

او هر روز اسم جدیدش سوسک را پیش خود تکرار می کند و ریشش را می زند و حرف گولکان را به یاد می آورد که سفارش کرده بود باید هر روز صبح ریشش را بتراشد وگرنه بد می بیند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 359 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 360 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *