خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 362

در این مطلب خلاصه قسمت 362 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 362

علیچو و عمو بعد از دو سال به خانه ی علیچو می رسند و به جای خانه با یک ساندویچی شلوغ و مشتری هایی که اهل گودال نیستند رو به رو می شوند. علیچو می گوید که انجا خانه ی اوست و وقتی می بیند که هیچکس به حرفش توجه نمی کند با عصبانیت میز و صندلی ها را به سمتی پرتاب می کند و داد می زند:« اینجا خونه ی منه. برید. عمو اینجا رو به من داده.» صاحب جدید انجا به همراه کارکنانش عمو و علیچو را کتک می زند و سحر که در هملان نزدیکی مشغول کار است خودش را به انجا می رساند و انها را از از زیر مشت و لگد کارکنان بیرون می کشد. او با مهربانی به علیچو می گوید:« اینجا دیگه خونه ی تو نیست. عمو جومالی اینجا رو به کسای دیگه ای اجاره داده.» علیچو ناراحت می شود و سحر او و عمو را به خانه ی خودش می برد. خانه ی جدید او همان خانه ی عمو است که برای دو سال خالی بوده و حالا سحر و بچه هایش انجا زندگی می کنند. عمو با این قضیه مشکلی ندارد اما علیچو مدام سراغ خانه اش را می گیرد و اصلا زیر بار از دست دادن خانه اش نمی رود.
یاماچ در محله چرخی می زند و نمی تواند هیچ اشنایی پیدا کند و محله پر از غریبه شده است. او در اشپزخانه غذا می خورد و پسر نوجوانی که از اهالی محله است و خیلی از کارهای عمو جومالی ممنون و راضی است با یاماچ هم صحبت می شود. از طرفی عمو جومالی در قهوه خانه ی زلفی نشسته و جوانهای محله دور و برش جمع شده اند و به قصه هایش گوش می دهند. در میان انها مدد با نفرت به عموجومالی نگاه می کند و وقتی با او چشم تو چشم می شود روی زمین تف می اندازد. عمو اجازه نمی دهد که محافظ هایش حساب مدد را برسند اما وقتی از قهوه خانه خارج می شود به انها می گوید:« فعلا نه اما چند روز دیگه مدد رو ادب کنید.» زلفی هم از ترس اینکه مدد باعث شود کارش و قهوه خانه را از دست بدهد با او دعوا می کند و می گوید:« هم با عمو بدرفتاری می کنی و هم حرف گوش نمی دی. گم شو برو از اینجا. دیگه هم نیا.» مدد موقع رفتن باز هم روی زمین تف می کند و زلفی را حرص می دهد.
یاماچ سری به قهوه خانه می زند. قهوه خانه از مشتری خالی است و فقط فیاض در انجاست. فیاض بلافاصله یاماچ را می شناسد و بغلش می کند. بعد هم می گوید:« اینجا نمون یاماچ. بریم تا من همه چیو برات توضیح بدم.» در راه، یاماچ از دور مردمی را می بیند که دور عمو جومالی حلقه زده اند و شعار می دهند:« تا وقتی عمو هست گودال هم هست. تا وقتی عمو هست ارامش هم هست.» یاماچ که نمی داند عمو کیست با تعجب به انها نگاه می کند. فیاض او را به بازارچه ی تره بار می برد و جومالی را نشانش می دهد و می گوید:« هر چی که می خوای بدونی رو اون برات توضیح می ده.» یاماچ از پشت دیوار به جومالی خیره می شود و او را زیر نظر می گیرد. جومالی با چهره ای غمگین و نا امید مشغول میوه فروشی است و انقدر به درآمد میوه فروشی نیاز دارد که نمی تواند به کسی تخفیف بدهد. وقتی که جومالی بساطش را جمع می کند تا به خانه برگردد، سالم برای جمع کردن میوه های له شده و پلاسیده سر می رسد و انها را مقابل چشمان جومالی از روی زمین برمی دارد. جومالی نگاهی به لباسهای پاره و سر و صورت کثیف سالم می اندازد و غصه اش می گیرد. او کمی میوه ی تازه به سالم می دهد.
گولکان که نتوانسته خبری از ادم قدیمی اش بگیرد و حدس می زند او به دست یاماچ کشته شده باشد نگران خودش می شود و به خانه ی جنک می رود. خانه ی کوچک و درب و داغان جنک پر از بطری های مشروب خالی است. گولکان او را از خواب بیدار می کند و می گوید:« یاماچ داره می یاد. اگه پیدامون کنه زنده مون نمی ذاره. تو باید بری و ادرس نظام رو پیدا کنی. چون لحظه ای که یاماچ اسلحه رو روی سرم بذاره من برای زنده موندن به یه کلمه ی جادویی نیاز دارم و چه کلمه ای جادویی تر از افسون.»
وارتولو در قهوه خانه به دیدن عمو می رود و بعد از سلام و احوال پرسی گرمی به او می گوید که طبق خواسته اش کاراجا را برای رفتن به یک جلسه و تذکر دادن به افراد حاضر در جلسه فرستاده است.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 362 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 363 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *