خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 380

در این مطلب خلاصه قسمت 380 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت 380

کاراجا از پنجره ی اتاقش بادبادکی در هوا می بیند و لبخند می زند. اما سعی می کند جلوی خودش را بگیرد که به سمت بادبادک نرود و نمی تواند. او وقتی از خانه بیرون می رود، جلاسون منتظرش است. جلاسون با لبخند جلو می رود و کاغذی به دست او می دهد و می گوید: «اگه نترسی و جرئت اومدنشو داشته باشی صحبت میکنیم. » کاراجا وانمود می کند که اصلا به خاطر بادبادک و نیامده و حتی کاغذ را دور می اندازد.
عمو جومالی پیش بلال می رود و با لبخند به یکی از افرادش دستور می دهد تا اندازه ی بلال را همانجا برای کفن و تابوتش بگیرند. بلال کمی نگران می شود اما می گوید: «تو قبل از من میمیری جومالی! »
جلاسون ساعت ها جایی که به کاراجا گفته بود منتظرش می ماند. کاراجا قصد رفتن ندارد اما بالاخره بعد از دو ساعت خودش را می رساند. جلاسون از دیدنش خوشحال می شود و بعد می گوید: «وقتی یکیو به اندازه جونت دوست داری، با گذشت زمان میگذره؟ » کاراجا می گوید: «میگذره. » جلاسون دوباره می پرسد: «من تورو باور نمیکنم. یه چیزی هست که دوتامونم میدونیم. ما فراموش نکردیم و نمیکنیم. حالا که میگی قلبمون نمیتپه چرا زنده ایم؟ نمیبینی؟ ما جز همدیگه شانس دیگه ای نداریم. » کاراجا که کمی دستپاچه شده و می گوید: «اون موقع بچه بودیم. » جلاسون به او نزدیک میشود و می گوید: «به اندازه ای بزرگ بودی که بگی منو ببوس. » کاراجا عقب می کشد و جلاسون می گوید: «باشه فرار کن اما یه تصمیم بگیر. » و وقتی سکوت کاراجا را می بیند می رود.
یاماچ به خانه ی جومالی می رود و وقتی کبودی های صورتش را می بیند می فهمد که عمو جومالی حسابش را رسیده و او را با زن و بچه اش تهدید کرده است. یاماچ عصبانی می شود و به سمت خانه ی مدد می رود اما مدد در را باز نمی کند و از پشت ان به دروغ می گوید که سرما خورده است! یاماچ کلافه به میخانه ی متین می رود و از حال او متوجه می شود مشکلی پیش آمده. میتن با غصه می گوید که عمو جومالی فرهاد و متین را کتک زده و او را هم با پسرش تهدید کرده است. بعد هم با بغض می گوید: «داداش انگار نمیشه. زورمون نمیرسه. ما با اینا چطور سر کنیم؟ » یاماچ که تمام مدت سکوت کرده بود می گوید: «بابام اینا وقتی که گودال رو بنا کردن سه نفر بودن متین. » و بلند می شود و می رود.
عمو جومالی با عصبانیت به وارتلو خبر می دهد که در از دست دادن جنس هایشان یاماچ دست داشته. وارتلو از شنیدن این حرف کمی به هم می ریزد و از عمو می خواهد تا خودش با یاماچ صحبت کند. از طرفی یاماچ سر مزار ادریس است و با او درد دل می کند. وقتی وارتلو برای صحبت با او از راه می رسد می گوید: «مگه بابامون نمیخواست کسی به خاطر گودال جونشو فدا نکنه ؟» یاماچ می گوید: «اون رویای من بود. بابام همیشه میگفت کاری که باید رو بکنین. » وارتلو می گوید: «پس چرا اینجوری میکنی؟ » یاماچ می گوید: «من با تو دردی ندارم. من اینو حل میکنم. مشکل من عموته. » وارتلو می گوید: «در هر صورت به نظمی صورت گرفته. اگه مشکلی داری یعنی مشکلت با منه. باید آروم بگیری. »یاماچ می گوید: «اگه نگیرم چی میشه؟ » وارتلو با جدیت می گوید: «نتیجه ش رو قبول میکنی. » یاماچ لبخند می زند و می گوید: «این گوی و این میدان! »

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 380 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 381 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *