خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 98

در این مطلب خلاصه قسمت 98 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

 

سریال گودال قسمت 98

احمد در آخر به موحی الدین خبر می دهد که وارتلو چندتا از بچه ها را وسوسه کرده و از اسلحه های خودش داده تا بفروشند.

موحی الدین هم این خبر را به یاماچ می دهد.

یاماچ هم سراغ چندتا از جوانان که اسلحه های وارتلو را می فروشند می رود و می گوید: «دیگه نباید این کارو کنین. اگه تا دو روز نتونستم براتون کاری جور کنم ،آزادید. »

آنها هم قبول می کنند.

سعادت به بالکن می رود تا برای سنا قهوه ببرد اما می بیند که او دارد با خودش حرف می زند و نگران می شود اما وقتی سنا او را می بیند سعادت به روی خودش نمی آورد.

آنها کمی با هم حرف می زنند و وقتی سعادت بلند می شود و می رود سنا باز هم توهم می بیند و همان پسری را که به سمتش شلیک کرده را می بیند و بلند می شود و با ترس به نقطه ای خیره می شود.

سعادت این صحنه را می بیند و با نگرانی به او نگاه می کند.

مدد، وارتلو را برای اینکه کمی استراحت کند به حمام عمومی می برد و آنجا را برای خودشان دو نفر اجاره می کند.

متین هم آنها را تعقیب کرده و از انجایی که صاحب حمام را میشناخته، حمام را در اختیار می گیرد و یاماچ را هم خبر می کند.

وارتلو حمامش تمام می شود و قصد رفتن می کند که می بیند در از پشت قفل شده.

یاماچ هم دمای آنجا را زیاد می کند و بعد هم همراه متین از انجا خارج می شود و سوئیچ ماشین وارتلو را هم برمیدارد و ماشینش را سوار شده و می رود.

از طرفی هم یاماچ به افرادش دستور داده تا بروند و ماشین های افراد وارتلو را یکی یکی بدزدند و به گاراژ ماشین ها ببرند و با فروختن دم و دستگاه ماشین و قراضه کردن آنها پول به جیب بزنند.

یاماچ حتی به سلیم گیتار با ارزشش را می دهد تا برایش بفروشد…

سلیم می گوید که چرا می خواهد این چیز با ارزش را بفروشد که یاماچ جواب می دهد: «گودال مهم تره. بابا ساعت ها و تسبیحاشو فروخت… منم تنها چیز با ارزشی که داشتم همین بود. »

اما سلیم قبول نمی کند که این گیتار را بفروشد و می گوید: «تو هیچ بدهی ای به گودال نداری… به ادریس کوچوالی هم نداری. »

بعد هم همانجا ماشین مدل بالایش را می دهد تا برایش تبدیل به پول کنند.

موحی الدین وقتی ییلز را می بیند و از وضع خراب مالی او هم خبردار می شود، پیشنهاد می دهد تا خانه ی مادری اش را بفروشد و در همان شرکت سرمایه گذاری بکند. ییلز هم فورا قبول می کند.

وقتی همه افراد وارتلو پیاده به خانه برمی گردند، یاماچ دستور می دهد تا افرادش به خانه وارتلو حمله کنند و آنها را فراری می دهند و بعد هم تعقیبشان می کنند.

مکه که رمزی را تعقیب کرده متوجه می شود که او داخل انباری می شود و این خبر را به یاماچ می دهد.

رمزی هم به امراه زنگ می زند و خبر اینکه وارتلو نیست و یاماچ و افرادش هم آنها را محاصره کرده اند را به او می دهد.

امراه این خبر را به ناظم می دهد و سلیم هم که پیش انهاست همه چیز را برایشان تعریف می کند اما ناظم می گوید که او باید خبرش را قبل از همه به آن دو میداد که سلیم می گوید: «منم پیش بینی نمیکردم اینجوری بشه. من میخوام کارا بدون دردسر پیش بره و برای همین باید بذاریم به یه موفقیت کوچیک دست پیدا کنه! »

وارتلو و مدد هم که کم کم بی حال می شوند و با هم حرف می زنند و مدد به وارتلو می گوید: «من میدونم نجات پیدا میکنیم داداش. چون وارتلو سعادت الدین همیشه یه راهی پیدا میکنه. »

و همان موقع وارتلو به ذهنش می رسد تا شیر آب آهنی را از جایش بکند و روی قفل در آنقدر ضربه بزند تا در باز شود که موفق هم می شود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 98 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 99 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *