خلاصه داستان سریال ترکی آپارتمان بیگناهان قسمت 42

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان خلاصه داستان سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 42 را برایتان آماده کرده ایم. امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 1

سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 42

شب هان برای آرام کردن خودش دوباره به سمت آشغال ها می رود و بین آنها می چرخد. ناگهان صدای دعوا می شنود و توجهش جلب می شود. دو نفر خفت گیر، ناجی را گرفته اند تا ساعتی را که زمانی صفیه به او هدیه داده بود را از او بگیرند اما ناجی حاضر به دادن ساعت نمی شود. آن دو نفر به ناجی حمله می کنند که هان از راه می رسد و ناجی را از دستشان نجات می دهد. ناجی با دیدن چهره ی هان، می فهمد او برادر صفیه است اما حرفی نمیزند.
صفیه اصرار دارد نریمان امروز به مدرسه نرود و وقتی هان این را می شنود عصبانی می شود و سر صفیه فریاد میزند که حق ندارد نریمان را از درس و مدرسه منع کند. صفیه به اتاقش می رود و با استرش به خود می گوید: «آخه اگه از من پرسید چی؟ با هم حرف میزنن و اگه نریمان بفهمه چی؟ باید یه کاری کنم! »
صبح زود خبری از ممدوح نیست و اینجی و اگه نگرانش شده اند که ممدوح سیمیت در دست وارد خانه می شود و می گوید که صبح زود برای خرید سیمیت رفته بوده.
هان با نریمان تا دم خانه می رود و نریمان با دیدن استادش به او سلام میدهد. هان با دیدن ناجی، از این که او رازش را میداند احساس خطر می کند و به سردی به او دست میدهد.
ناجی در مدرسه از نریمان در مورد این که چند خواهر و برادر هستند می پرسد. بعد هم می پرسد که در ساختمانش واحد خالی دارند یا نه؟ نریمان هم می گوید که باید این را از برادرش بپرسد.
گلبن تمام خانه را به دنبال گوشی اش می گردد اما پیدایش نمی کند و ناراحت و کلافه می شود.
هان که اعصابش خرد است، اسد را به خاطر این که همه چیز را به اسرا می گوید سرزنش می کند و می گوید: «خطرناکتر از گلبن خیلی تو این دنیا هست! یهو دیدی از اونایی که عروسک میفرستن نه، بلکه از اونایی که با احساساتت بازی میکنن و سعی دارن زیر زبونتو بکشن آسیب میبینی. »
گلبن طاقت نمی آورد و به صفیه با ناراحتی می گوید: «آبجی من مگه اسیرم؟ این چه تنبیهیه. حداقل تو یکم انصاف داشته باش. » صفیه کمی دلش به رحم می آید و از او می خواهد به آشپزخانه بیاید و کمک دستش باشد.
اینجی به رادیو می رود و سعی می کند دل اسرا را به دست بیاورد اما اسرا از دستش خیلی دلخور است و می گوید: «حق با بابابزرگت بود. تو کسی هستی که جز هان هیشکیو نمیبینی! فقط با یه کلمه ش بلند شدی رفتی دنبالش. اینجی من همیشه به خاطر تو همه کار کردم اما تو چی؟! » اینجی معذرت خواهی می کند اما با اینحال به اسرا می گوید که زیاده روی کرده. اسرا از شنیدن حرف های او حرص می خورد و می گوید: «نتونستی به بابات کمک کنی و رفتی دو سال زندگیتون صرف یه الکلی کردی. حالا چون نتونستی به مادرت هم کمک کنی گیر دادی به این دختر دیوونه! » اینجی بغض می کند و می گوید: «نظرت چیه در مورد تجربه های من صحبت نکنیم!؟ » و می رود. اسرا خودش هم از حرف هایی که زده ناراحت می شود.
گلبن وقتی می بیند که مواد غذایی مورد نیاز در خانه نیست، به بهانه این که باید به بایرام خبر بدهد بیرون می رود که با اینجی برخورد میکند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال آپارتمان بیگناهان قسمت 42 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال ترکی آپارتمان بیگناهان قسمت 43 مراجعه فرمایید.

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *