خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 113

همراهان عزیز سلام در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک قسمت 113 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این قسمت لذت ببرید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

سریال اسم من ملک قسمت 113

خلیل ملک را به خانه می رساند. او به ملک می‌گوید که بعد از سالها اولین شبی است که با آرامش و بی ابهام می‌خوابد و خوشحال است.

صبح ملک با انگیزه و انرژی بیدار می شود و همه چیز برایش زیبا به نظر می رسد.

در خانه سیدعلی سر میز صبحانه، وقتی محمود می فهمد که سیدعلی کوچک ختنه نشده است، میگوید که باید برای او مراسم خانه سوران بگیرند. سیدعلی نیز موافق است.

در خانه جومالی، زمرد مثل همیشه در حال گلایه و بدگویی است و همه خانواده ملک را مسبب تیره بختی پسرهای خانواده اش می داند. خلیل کلافه شده و از خانه بیرون می آید.

عمر سر خاک پدرش رفته و با او درد و دل میکند.فوندا به بازارچه می آید و با حرص از کنعان در مورد دلیل سر و وضع آلپای سوال میکند.

کنعان به فوندا رو نمی‌دهد و او را غیر مستقیم تهدید میکند که اگر بخواهد در مورد قول و قراری که فوندا با او گذاشته بود به آلپای چیزی بگوید زندگی او از هم می پاشد. فوندا کلافه می شود .

جومالی در خانه باغ مشغول باغبانی است. خلیل با او تماس میگیرد تا از او بخواهد حتما برای مراسم شب که سالگرد شهادت پدر عمر است بیاید.

جومالی جواب تلفن نمی‌دهد. سیدعلی به خلیل میگوید که او تماسش را گرفته و دیگر بهتر است کاری نکند و جومالی اگر خودش بخواهد می آید.

ملک به خودش رسیده و گل سر هایی را که قدیم خلیل برای او گرفته بود به موهایش می زند و به کارگاه می رود. کمی بعد خلیل نیز می آید.

میرزا به عمد آنها را تنها میگذارد تا با هم راحت باشند. خلیل به ملک می‌گوید که بعد از این همه سال باز هم دست از تلاش برداشته و میخواهد که با هم باشند.

ملک می‌گوید که بعد از این همه سال و با این شرایط این کار شدنی نیست.

کمی بعد دفنه و کرم پیش ملک می آیند و در مورد دیشب و کادوهایی که گرفتند تعریف میکنند. ملک از اینکه به بچه ها خوش گذشته خوشحال می شود.

کرم میگوید که دفنه و سیدعلی می‌خواهند مدتی در خانه پدربزرگشان بمانند و او پیش ملک باشد.

دفنه به خانه سیدعلی رفته و در اتاقش به حرفهای سیدعلی فکر میکند. او با تردید با ویلدان تماس میگیرد و به او میگوید که این وسط مانده است و نمی‌داند باید چه کند.

ویلدان می‌گوید که او نباید خودش را مقصر بداند و آنها کار اشتباهی نمی‌کنند. همان لحظه زمرد داخل آمده و گوشی را از دست ویلدان میگیرد و با عصبانیت با دفنه دعوا کرده و از او میخواهد که دست از سر عمر بردارد و از زندگی او برود.

دفنه به شدت ناراحت شده و میگوید که از عمر جدا می شود تا خیال آنها راحت بشود. سپس با عصبانیت گوشی را قطع میکند.

سیدعلی به خانه باغ می رود و میخواهد غیر مستقیم جومالی را راضی کند تا برای مراسم شب بیاید. جومالی اهمیتی به حرفهای سیدعلی نمی‌دهد.

میتات در خیابان خلیل را میبیند و به او کمک میکند تا کیسه های خرید را به مغازه ببرد.

وقتی محمود میتات را در حال کمک به خلیل میبیند عصبانی شده و به او طعنه می زند که تا دیروز دشمن آنها بوده اما حالا به آنها کمک میکند و دوست شده است. او با میتات دعوا میکند و خلیل میتات را کنار میکشد.

عمر با دفنه تماس میگیرد و با عصبانیت میگوید که چرا با زمرد حرف زده و گفته است که از او جدا می شود. دفنه میگوید که زمرد او را تحت فشار گذاشت و اذیت کرده است.

شب در حیاط بازارچه مراسم سالگرد پدر عمر برگزار می شود و همه جمع شده اند. فوندا با آلپای تماس میگیرد و از او میخواهد برای شام با کنعان به خانه بیاید.

جومالی به بازارچه می آید و همه از آمدن او خوشحال می شوند. کمی بعد شام را پخش می‌کنند. قبل از خوردن شام، عمر می‌گوید که میخواهد حرف بزند.

او می‌گوید که امروز مدرکش را گرفته است. و سپس برای رفتن به خدمت سربازی دفترچه ارسال کرده است. خانواده او از این قضیه خوشحال می شوند.

او در انتها میگوید که قصد دارد قبل از رفتن به سربازی به خواستگاری دختر مورد علاقه اش برود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال اسم من ملک قسمت 113 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال اسم من ملک قسمت 114 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *