خلاصه داستان سریال ترکی شعله های آتش قسمت 46

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال شعله های آتش قسمت 46  را برایتان آماده کرده ایم. امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال شعله های آتش قسمت 1

سریال شعله های آتش قسمت 46

عمر، رویا را به سمت رستوران کوچکی می برد. رویا می گوید: «تو این وضعیت اوردی شام بخوریم؟ » عمر می گوید: «اینجوری نیست. خودت برو تو متوجه میشی. » او با صاحب رستوران که آشنای قدیمی اش است صحبت می کند تا دو ساعت رستوران را در اختیار انها بگذارد. بعد هم همراه رویا مشغول آماده کردن غذا برای مشتری ها میشوند. آنها تا آخر شب آنجا می مانند و رویا می گوید: «تا حالا تو زندگیم انقدر کار نکرده بودم! » قبل از رفتن، عمر بطری ای شراب می اورد تا با هم بنوشند..
چیچک کمی به خودش می رسد و کلاه گیسی سرش می کند بعد به ملاقات علی می رود و ماسکش را به صورت می زند. علی به محض نشستن حلقه ای بیرون می آورد تا از چیچک خواستگاری کند. چیچک سرش را پایین می اندازد و می گوید: «با این صورت؟ » علی می گوید: «چیچک این چیزا برای من مهم نیست. نمیخوام از چیزی خجالت بکشی. سرتو بالا بگیر.» چیچک ماسک را در می آورد و علی با دیدن چهره ی چیچک حالا انگار درست مثل گذشته ها شده اشک می ریزد و او را نوازش می کند.
حال گونش بهتر شده اما با ناراحتی به مادرش می گوید: «کاش هیچ وقت خوب نشم که نری. » جمره که نمیداند باید چه کند می گوید: «من پیشتم گونشم. پاشو بریم کیک درست کنیم. » و گونش را خوشحال می کند.
بعد از ملاقات علی، اسکندر بیرون از زندان منتظر چیچک است و با دیدن ظاهر او برای لحظه ای مات و مبهوت می ماند و لبخند میزند. بعد جلو می رود و از چیچک می خواهد تا جای کنعان را به او بگوید. چیچک با عصبانیت می گوید: «واقعا با چه رویی اومدی پیش من؟ فکر میکنی من بهت جای عمو کنعان رو میگم؟ » اسکندر ملتمسانه از چیچک می خواهد که به حرف هایش گوش بدهد و می گوید: «چیچک من باید قبل از داداشم عمو کنعان رو پیدا کنم. وگرنه اتفاقای خوبی نمیفته. من هیچکسو ندارم تا برم پیشش برا همین اومدم پیش تو که کمکم کنی. باورم کن چیچک. نیت من خیره. من میخوام عمو کنعان رو بفرستم خارج قبل از این که چلبی بلایی سرش بیاره. » چیچک با تردید به او خیره می شود.
وقتی مادر چلبی، جمره را سرزنش می کند که جای یک مادر همیشه باید پیش بچه اش باشد، جمره می گوید: «شما خودتونو به خواب زدین و دارین از بچه هاتون و کثافت کاریاشون حمایت میکنین. اصلش اینه که شما باید خجالت بکشین. شما قضیه اثین رو میدونستین و کاری نکردین. » مادر چلبی می گوید: «چلبی سالهاست هرکاری به خاطر اثین میکنه و الانم واسه مداوا فرستادتش سوئیس. » جمره به محض شنیدن این حرف فورا به رویا زنگ میزند و می گوید که ممکن است اثین در سوئیس باشد.
پلیس تورمیس را به کلانتری صدا میزند. کورکوت برگه ای مقابل تورمیس می گذارد و می گوید: «اونجوری که میخواستین شد. بین شما و اون کسی که داخل خاک هست رابطه ای وجود نداره. » تورمیس به همراه چلبی از کلانتری بیرون می آید. چلبی می گوید: «کنجکاو نیستی بدونی چطور حلش کردم؟ بهت میگم تا بدونی که هرچیزی از دست من برمیاد! » و توضیح می دهد که عدنان را فرستاده تا به همه بیمارستان های آشنا بسپارد دختر جوان و بی کس و کاری که خودکشی کرده پیدا کنند و آن را داخل قبر بگذارند. بعد هم به اشنای دیگری سپرده تا آزمایش دی ان ای شیمال و دختر بی نام و نشان را عوض کنند. به این صورت شیمال به اسم خودکشی مرده است. تورمیس جا می خورد و چلبی با لبخند می گوید: «پس بهت تسلیت میگم تورمیس! » تورمیس می گوید: «ولی من ول کن این ماجرا نیستم. تا شماها جزای کارتون رو نبینید دست بردار نیستم. به زودی کنعان همه چیزو اعتراف میکنه! » چلبی با خشم می گوید: «اگه جای تو بودم انقدر مطمئن نمیشدم تورمیس. » تورمیس که نگران شده به کنعان زنگ میزند اما کنعان جواب نمیدهد. به خاطر همین هم تورمیس به رویا زنگ میزند و خبر می دهد که به کنعان دسترسی ندارد.
اسکندر که کنعان را پیدا کرده به چلبی زنگ میزند و می گوید: «راضیش کردم اعترافی نکنه. شب میفرستمش خارج. » اما چلبی بعد از این تماس به عدنان می گوید: «اسکندر جای کنعان رو نمیگه. تو پیداش کن. از این به بعد نمیتونم منتظر حرف زدن یا نزدن کنعان بمونم. »

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال شعله های آتش قسمت 46 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال شعله های آتش قسمت 47 مراجعه فرمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *