خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت 143

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 143 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت 143

وقتی یالچین همه چیز را با جزیئات برای عزیز تعریف می کند و می گوید که حالا هم فریده همراه با اسلحه ای در تعقیب تحسین است، عزیز با نگرانی با یالچین همراه می شود تا فریده را پیدا کند.
فریده در حالی که از پشت سر اسلحه را به سمت تحسین گرفته از او می خواهد مقابلش بنشیند و همه چیز را از اول تعریف کند بعد هم پنهانی صدای او را ضبط می کند. تحسین که ترسیده همه چیز را تعریف می کند و فریده برای اطمینان بیشتر می پرسد: «یعنی میگی که عمه ی منو تو کشتی درسته؟ » تحسین می گوید: «آره. کار من بود. » فریده لبخند می زند و می گوید: «اعترافی که میخواستم رو ازت گرفتم! » تحسین جا می خورد و می گوید: «تو چیکار کردی ها؟! چیکار کردی؟! » و به ظاهر قلبش درد می گیرد و بیهوش می شود. فریده به سمتش می رود که همان موقع گوشی تحسین زنگ می خورد. فریده گوشی او را برمیدارد و وقتی اسم عزیز را می بیند گوشی را جواب می دهد و پشت به تحسین می کند. تحسین چشمانش را باز می کند و فورا اسلحه ی فریده را برمیدارد و محکم به سر فریده ضربه می زند. فریده روی زمین می افتد و گوشی هم از دستش روی زمین پرت می شود. عزیز که پشت خط است فریاد می زند: «بابا این کارو نکن! » اما صدایش به گوشی کسی نمی رسد. تحسین اسلحه را به سمت فریده می گیرد و قصد شلیک دارد که فریده به سمتش حمله می کند تا مانعش بشود. تحسین چند بار شلیک می کند و هربار تیرش خطا می رود. فریده با او درگیر می شود و تحسین او را محکم روی زمین هل می دهد و گوشی فریده را هم زیرپایش خرد می کند. بعد هم پا به فرار می گذارد. در راه پله فریده بار دیگر سعی می کند مانعش بشود و می گوید: «مثل کاری که با مامانم و عمه م کردی! منم انتقاممو ازت میگیرم! وقتی میمیری منم که بالا سرتم. تو هیچ وقت این چشمهارو یادت نمیره. » تحسین ضربه محکم دیگری به او می زند و فریده سرش به دیوار برخورد می کند و روی زمین بیحال می افتد. کمی بعد افراد پلیس از راه می رسند و خانه را محاصره می کنند اما تحسین فرار کرده. عزیز هم خودش را می رساند و به سمت فریده می رود و در آغوشش می گیرد و سعی می کند آرامش کند.
یالچین و یامور به افرادشان دستور می دهند تا تمام منطقه را زیر و رو کنند. از طرفی یالچین برای این که به تحسین اجازه فرار ندهد تمام نیروهای زمینی و هوایی را هم درگیر می کند تا مانع فرار او به خارج از کشور بشود.
فائق که نگران فریده است به یالچین زنگ می زند. یالچین به او می گوید که فریده همراه اسلحه به تحسین حمله کرده. فائق نگرانی اش بیشتر می شود و همراه حصیبه و فیرات به سمت خانه ی کورکمازرها راه می افتد.
فریده کمی حالش جا می آید و با نفرت در مورد کینه ی تحسین به عزیز می گوید. عزیز از او می خواهد الان این چیزها را به خودش یادآوری نکند و تاکید می کند: «حتی اگه بابام هم باشه حساب اینو ازش پس میگیرم فریده. » فریده بغض می کند و می گوید: «عزیز منو تو خیلی تلاش کردیم ولی هیچ وقت بهم نمیرسیم. ما دوتا خانواده ایم که مقابل همیم. » عزیز از او می خواهد این حرف ها را نگوید و اضافه می کند: «فریده اگه بخوای همین الان پاشیم بریم. بدون این که به کسی فکر کنیم. از این شهر خارج شیم و همه چیزو پشت سرمون بذاریم. » فریده لبخند کم جانی میزند و می گوید: «واقعا؟ » عزیز لبخند اطمینان بخشی میزند که فائق از راه می رسد و با عصبانیت می گوید: «فریده تو میخوای آبروی مارو ببری؟ پاشو بریم! » عزیز دستان فریده را محکم در دست می گیرد و از او می خواهد که نرود. فریده در حالی که اشک می ریزد توسط فائق کشیده می شود و از عزیز دور می ماند.
کرم با بیخیالی سراغ سلطان می رود و خبر قاتل تحسین و حالا تحت تعقیب بودنش را به او می دهد. سلطان حرف های او را باور نمی کند اما بعد با نگرانی بلند می شود تا خودش را به عمارت برساند.
وقتی زهرا با یامور صحبت می کند و از او می شنود که فریده به تحسین حمله کرده بوده، گولتن هم متوجه این موضوع می شود و با بغض می گوید: «من الان باید پیش اون بچه ها باشم. » و می رود.
تحسین خودش را به خرابه ای کنار ساحل می رساند و منتظر می ماند.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 143 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 144 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *