خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت 91

در این مطلب خلاصه قسمت 91 سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

 

سریال گودال قسمت 91

ادریس با چشمان پر از اشک به وارتلو خیره می شود و سکوت می کند.

وارتلو با شنیدن صدای ساز و دهل و نزدیک شدن عقد کلافه می شود و وقتی می بیند ادریس همچنان سکوت کرده می گوید: «دیگه هرچی بشه گناهش پای من نیست! » و می رود.

سلطان و نجرت به دنبال سعادت که از چهره اش ناراحتی می بارد می روند و او را به مجلس می آورند.

یاماچ وقتی ناراحتی توی صورت او را می بیند خودش هم ناراحت می شود.

یاماچ وقتی رفتن وارتلو و عصبانیت او را می بیند اسلحه اش را اماده می کند و به همه هم آماده باش می دهد.

عایشه که نمیداند چه کند به پشت بام می رود و با دیدن جنازه جمیل بالا می آورد و با ترس به سلیم می گوید: «سعادتو اوردن.. یکم دیگه میان دنبال جمیل… »

سلیم با ناراحتی می گوید: «جمیل که خوابیده… بذار یکم استراحت کنه. اونا هم یکم منتظرش بمونن. »

عایشه با ترس زیر گریه می زند.

بعد هم سراغ متین می رود و بدون اینکه کسی بفهمد او را به پشت بام می برد.

متین با دیدن جنازه جمیل تعجب می کند و عایشه به او می گوید: «اینو نباید هیچکس بفهمه متین. باشه؟ »

بعد هم وقتی رو به سلیم می نشیند و به او می گوید: «به خودت بیا سلیم.. »

و پشت سر هم به او سیلی می زند.

سلیم با گریه به جمیل خیره می شود.

وارتلو افرادش را جمع می کند.

یاماچ به خانه او می رود و به او می گوید: «اینکارو نکن! »

وارتلو می گوید: «اینو به من نگو به بابات بگو! »

یاماچ می گوید: «نمیتونم بکشمت. اما نمیتونم اجازه بدم هم بری تو مجلس! نمیتونم. متوجهی منو تو چه شرایطی قرار دادی؟ »

وارتلو می گوید: «میرم سعادتی رو که با دستای خودتون عروسش کردین پس بگیرم. »

و همراه افرادش به راه می افتد که پلیسی که یاماچ صدا کرده جلوی آنها را می گیرد و بعد هم یکی یکی آنها را می برند.

وارتلو لحظه آخر به یاماچ می گوید: «تو از امشب گودالو از دست دادی یاماچ! »

همه مهمان ها منتظر جمیل هستند که متین سراغ ادریس می آید و می گوید: «جمیلو نمیتونیم پیداش کنیم بابا. »

سلیم هم جلو می آید و می گوید: «آخرین بار با من بود بابا. گفت من نمیتونم انجامش بدم و این حرفا. خواستم قانعش کنم ولی منو هل داد و رفت بیرون. درم روم بست. »

ادریس به متین می گوید: «نکنه کار وارتلو باشه. »

اما متین می گوید: «بابا دیدی که پیش تو بود.. من همه جارو گشتم نبود. »

ادریس زیر لب می گوید: «رسوا شدیم.. » و می رود.

متین هم خیره به سلیم می ماند.

ادریس میان مهمانان می رود و می گوید: «مراسممون به خاطر یه مشکلاتی که واسه سلامتی داماد بوجود اومده کنسل میشه… »

همگی با تعجب مجلس را ترک می کنند.

سعادت همانجا که نشسته بود می ماند و لبخند می زند.

وارتلو همراه مدد و افرادش در بازداشتگاه است که به ذهنش می رسد سرش را به میله های زندان بکوبد با زخمی شدن سرش او را مجبور می شوند به بیمارستان ببرند.

او از دکتر می خواهد که به پلیس ها بگوید تا دستبندش را باز کنند.

دکتر که از او ترسیده این کار را می کند.

ادریس و سلیم و عمو و پاشا در اتاق کار ادریس هستند که یاماچ هم از راه می رسد.

ادریس با عصبانیت می گوید: «جمیل دست راست داداشته. کسیه که خیلی بهش اعتماد داره! »

یاماچ می گوید: «خب این چه ربطی به داداشم داره بابا؟ »

ادریس با عصبانیت می گوید: «اون بود که تضمینش کرد! من پیش همه رسوا شدم! »

یاماچ قول می دهد که او را پیدا خواهد کرد.

کمی بعد ادریس رو به یاماچ می گوید: «هر سند و قولنامه ای که به اسم منه رو به اسم تو زدم پسرم… تو خوب خودتو اثبات کردی. »

سلیم با شنیدن این حرفا ناراحت می شود اما سکوت می کند و بعد آنجا را ترک می کند.

شب که می شود، متین همراه سلیم و عایشه ، جنازه جمیل را در صندوق عقب ماشینش می گذارد و می برد.

وارتلو از بیمارستان فرار می کند و فورا به خانه اش می رود و اسلحه ای برمیدارد که ناگهان سلیم را در خانه اش می بیند.

سلیم به او می گوید که عروسی کنسل شده و وارتلو نفس راحتی می کشد.

وارتلو می فهمد که حال سلیم خوب نیست و سلیم بالاخره می گوید که جمیل را کشته است.

کمی بعد وارتلو به بازداشتگاه برمی گردد و با خوشحالی به مدد می گوید که عروسی کنسل شده است.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت 91 لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت 92 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

 

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *