خلاصه داستان سریال استانبول ظالم قسمت ۲۴ + زیرنویس و دوبله

شنیز در ماشین منتظر جرن است که جرن با مادربزرگش می آیند. نریمان به شنیز می‌گوید:{ فکر نکن این دختر بی صاحبه. منم باهاتون میام} آنها به یک کلینیک خصوصی می‌روند که شنیز از قبل با آن هماهنگ کرده است. دکتر جرن را سونوگرافی می کند و وجود بچه را تایید می کند. کمی بعد دکتر با یک آمپول برای تست دی ان ای وارد می شود. نریمان با دیدن آمپول داد و بیداد راه می اندازد و فکر میکند که برای جرن تله گذاشته اند. او سریعا به پلیس زنگ میزند و گزارش تخلف می‌دهد.
جنک به اتاق ندیم ، پیش جمره می رود. جمره ندیم را در تختش می خواباند و به چشم های جنک نگاه نمی کند. جنک متوجه فرار کردن جمره از حرف زدن، می شود. حالا که جمره حقیقت را دانسته و پنهانش کرده، عذاب وجدان دارد. جنک می‌گوید که هرچقدر چشمانش را ببندد یا فرار کند، این حقیقت تغییری نمی کند. و ندیم همیشه همانگونه آنجا افتاده است.
آگاه به اتاق داملا رفته است تا دخترش را راضی به آشتی کردن بکند. او می‌گوید که مادرت را میخواستی رفتم و مادرت را آوردم دیگر چه میخواهی. داملا همچنان راضی نیست و رفتار پدرش را قضاوت می کند..آگاه نمی تواند از پس دخترش بر بیاید و خسته می شود. وقتی بیرون می آید، صدای جنک و جمره را از پایین می‌شنود. جنک به جمره می گوید :{ تاریکی ای که توی وجود من بود، حالا توی وجود تو هست. دیگه نمیتونی ازش فرار کنی} جمره بیرون می رود و آگاه نزد پسرش می آید. جنک با دیدن پدرش می گوید که به کلینیک ترک الکل نرفته و به خانه برگشته است. او قول می دهد که پارتی های شبانه، الکل و دختربازی را رها کند. آگاه از این قضیه راضی است. پلیس ها به کلینیک می آیند و شنیز در اتاقی پنهان شده است. نریمان و جرن به پلیس ها میگویند که برای معاینه آمده بودند اما با دیدن آمپول ترسیده اند و دستپاچه شده اند. پلیس تذکر میدهد که بار دیگر برای مسئله های پیش پا افتاده، تماس نگیرند. بعد از رفتن پلیس، شنیز بیرون می آید و می‌خواهد که به کارشان ادامه دهند. دکتر از بچه نمونه می‌گیرد و شنیز نمونه ی جنک را از کیف اش بیرون می آورد. جرن آن را قبول ندارد و خودش نمونه ی پدر را به دکتر میدهد. دکتر به آنها می‌گوید که جواب تست، یک هفته بعد می آید.
صبح روز بعد، شنیز پنهانی به کلینیک می رود. او به دکتر رشوه داده است تا جواب را خیلی زودتر تحویل بدهد. شنیز آرزو می‌کند که نتیجه تست، منفی باشد اما جواب مثبت است. او تصمیم می‌گیرد که به سراغ نقشه ی دوم برود.
سحر به اتاق دخترش (جرن) میرود تا با او صحبت کند. او را نصیحت می کند و از حرص و طمع جرن خبر دارد. سحر می‌داند که جرن بخاطر جوانی و زیباییش به خود مینازد و فکر می کند هرچه بخواهد، بدست می آورد. اما چرخش روزگار این چنین نیست و جرن ممکن است دل شکسته شود. شنیز به شرکت می رود و به منشی رشوه می دهد تا در برنامه ی آگاه، سفرکاری ای ترتیب یدهد. سپس به اتاق آگاه می رود و خود را به ناراحتی می زند. او می‌گوید که جنک به حرفش گوش نکرده و برای ترک الکل اقدام نکرده است. او پیشنهاد می‌دهد که آگاه، پسرشان جنک را به سفر کاری ببرد تا جنک برای کار کردن جدی شود. شنیز همیشه به شکل موزیانه ای بر روی آگاه تاثیر می گذارد و آگاه حرف هایش را قبول می کند.
جنک در خانه از خواهرش (داملا) پول قرض می‌گیرد و به سراغ جمره می رود تا صحبت کند. جمره می‌گوید که باید جای دیگری دور از بقیه صحبت کنند. آن شب جنک به پدرش می گوید که برای دیدن دوستش به بیرون می‌رود. آگاه به او شک می کند و به شخصی می گوید که او را دنبال کند. جنک در واقع به هتلی می رود و به جمره زنگ می زند. جمره می‌گوید که نمی تواند این وقت شب بیرون بیاید. جنک او را مسخره می کند زیرا مانند بچه های زیر ۱۸سال نمی‌تواند رفت و آمد کند. سحر از پشت در متوجه میشود که جمره با کسی قرار ملاقات میگذارد اما به روی خودش نمی آورد. جمره به مادرش می گوید که باید برای ندیم دارو بخرد و بیرون می رود. سحر برای اینکه بفهمد جمره با چه کسی قرار دارد، او را تعقیب می کند.
شنیز به دروغ به جرن می‌گوید که در نمونه گیری مشکلی پیش آمده است. برای همین باید دوباره پیش دکتر بروند. در ادامه میگوید که نباید نریمان را با خود بیاورد. جرن به شنیز اعتماد می کند و به تنهایی با او میرود. شنیز، جرن را به هتل می برد و میگوید که نمی‌خواهد در کلینیک جلب توجه کنند برای همین به هتل آمده اند. در اتاق دکتر به بهانه ی نمونه گیری، آمپولی تزریق می کند. جرن در حالی که بیهوش می شود، حرف های شنیز را می شنود :{تو فکر کردی کاراچای شدن به همین سادگیه؟}

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *