خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت 98

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 98 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت 98

کرم که حوصله اش از حرف های نجمی سر رفته، می گوید: «راستش ما دنبال صندوق ها رفتیم تا مدارکی رو که ثابت میکنه هممون شریکیم رو پیدا کنیم. ما اینجا اومدیم اون رو مشخص کنیم توام همش داری حرف میزنی ولی در اصل چیزی نمیگی. نکنه توام میخوای سهام بگیری؟» نجمی با عصبانیت از جایش بلند می شود و روبروی کرم می ایستد و می گوید:« منو ببین بچه، من اینجا خانواده مو، عزیزانمو فدا کردم. به هیچ وجه دیگه منو امتحان نکن. » بعد رو به فریده می کند و می گوید: «فریده اول تو. شما دوتا میتونین برین. » او مدتی با فریده در تنهایی صحبت می کند. وقتی فریده از قهوه خانه بیرون می آید کمی آشفته است. او به عزیز می گوید: «ذهنم خیلی بهم ریخته عزیز. » عزیز سوال دیگری نمی پرسد و فریده را به خانه می رساند.
نهیر با حفظ ظاهر خودش را به شرکت می رساند که همه از دیدنش تعجب می کنند. او در مورد دیروز می گوید: «با نامزدم مشکلاتی رو گذروندیم و یه مدت از هم فاصله گرفتیم. این یه رابطه پر پیچ و خمه. ولی خوب شده که زندگی خسته کننده شما هم زیر سایه من قشنگ شده! حرفایی واسه زدن دارین! »
فریده پیش پدرش می نشیند و در مورد این که دیروز نجمی در مورد کلکسیون نوار صحبت کرده. و می گوید: «تو چیزی میدونی؟ » فائق می گوید: «کورکمازر یعنی دردسر! » فریده می گوید:«بابا یه شانس بده تا عزیز رو بشناسی. اگه بشناسیش خیلی خوشت میاد ازش. » فائق با قاطعیت می گوید: «حرف آخرم اینه که ازش دور بمونی! » بعد نفس عمیقی می کشد و می گوید: «بابابزرگ شاکرت یه کلکسیون داشت. تو کیفته که بهت دادم. »
سلطان در صبحانه از گولتن در مورد این که چه چیزهایی در مورد خانواده اش می داند می پرسد و می گوید: «حس میکنم تو گذشته خانواده م پر از جنایت بوده. » گولتن دست و پایش را گم می کند و خودش را به آن راه می زند.
یالچین و افرادش به شرکت می روند تا نهیر را به جرم فساد مالی که در شرکت بوده به بازداشتگاه ببرند. نهیر با نگرانی با انها همراه می شود. تمام کارمندان این صحنه را می بینند و به حال او تاسف می خورند. نهیر در بازداشتگاه می گوید تا عزیز را نبیند هیچ حرفی نخواهد زد.
عزیز در خواب می بیند که بالای سر تابوت کسی است. یک نفر از در وارد می شود و عمامه ای به او می دهد تا شال دورش را عزیز بزند. عزیز هرچقدر زور می زند بیشتر از دو یا سه بار نمی تواند شال را بپیچاند. او از خواب بیدار می شود که همان موقع عبدالله از داشبور ماشین مهمت، شال سبز رنگی به عزیز می دهد.
نجمی از این که دیشب بچه ها بالاخره آمده اند را به صالح می گوید و در مورد کرم می گوید: «همونجوری که حدس زده بودی کرم شک کرد. » صالح می گوید: «اندیشه، شک، ترس… » احمد و تکین هم وارد می شوند و صالح در مورد این سه کلمه می گوید: «انسان وقتی چیزهایی که میدونه برای ددین حقیقت کافی نباشه، بین چیزایی که میدونه و نمیدونه تردید میکنه. وقتی تردید وارد قلب میشه، شک به وجود میاد. »
تحسین دستبند کوچک فیرات پسرش را در دست گرفته و گریه می کند. گولتن از دور حال او را می بیند و کنارش می رود. تحسین از او می خواهد که بنشیند و سفره دلش را باز کرده و می گوید: «بچه هام از من متنفر هستن. وقتی محبت و احترام و صمیمیت اونا نباشه با چه قدرتی به زندگی ادامه میدیم؟ » گولتن می گوید: «اما تو اشتباهات خودت رو میدونی تحسین. » تحسین بغض می کند و می گوید:« فقط میخوام کنارم باشن. » بعد تحسین دستبند فیرات را نشان گولتن می دهد و زیر گریه می زند و می گوید: «کاش زنده بود… نمیدونی درونم چطور داره شعله ور میشه. بچه م رو اونجا رها کردم خیلی برام سخت بود… » و گریه اش شدید تر می شود.
عزیز خودش را به بازداشت می رساند. یالچین می گوید: «اگه نتونه بی گناه بودنش رو ثابت کنه، همه حساب هاش بسته میشه. » وقتی عزیز مقابل نهیر می نشیند، نهیر با مظلومیت می گوید: «منو به زور وارد این کار کردن عزیز. قربانی شدم. » عزیز می گوید: «من نیومدم از دست پلیس نجاتت بدم. هرکاری کردین باید تقاصش رو پس بدین. »
وقتی فریده می فهمد مروه و داملا از صبح کار نمی کنند به انها تذکر می دهد. آنها هم می گویند از انجایی که مدیری بالای سرشان نیست، حس کار کردن هم ندارند. فریده به عزیز زنگ می زند و این موضوع را می گوید. عزیز او را به طور موقت مسئول همه چیز می کند. فریده اکیپ را جمع می کند و به انها می گوید که باید اضافه کاری بمانند و کارها را حل کنند.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 98 لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت 99 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *