خلاصه داستان سریال ترکی کلاغ قسمت ۷۱ + زیرنویس فارسی

نسه همچنان مخالف ازدواج دیلا و فرمان است. فرمان از او یک دلیل منطقی برای مخالفت اش میخواهد. اما نسه حرفی نمی‌زند و رازی که می‌داند را برملا نمیکند.
دیلا گونش را دنبال می‌کند و میبیند که گونش وارد خانه ی کوزگون می‌شود. کمی بعد کوزگون نیز سر می‌رسد و همگی با مریم و قمری سر میز شام مینشینند. وقتی آنها بگو بخند می‌کنند، دیلا از کنار نگاهشان میکند. ناگهان کوزگون متوجه دیلا می‌شود و از جایش بلند می‌شود. دیلا سعی می‌کند فرار کند اما نمی‌تواند. کوزگون در را باز کرده و دلیل آمدنش را می‌پرسد. دیلا نگاهی به گونش می‌اندازد. گونش با علامت خواهش می‌کند که چیزی به کوزگون نگوید. دیلا می‌گوید که حوصله اش سر رفته و در محله قدم میزد. پس از رفتن دیلا، گونش آماده می‌شود تا برود. مریم از آمدن دیلا و برهم زدن خوشی شان ناراحت است و غر می‌زند. گونش با تاکسی از آنجا می‌رود و کوزگون بدرقه اش میکند. کوزگون دیلا را کنار ماشین میبیند و نزدیکش میرود. او با تمسخر می‌گوید: « به من میگی ازت فاصله بگیرم ولی خودت همش اینجایی. تو هنوزم منو دوست داری. دیگه مطمئن شدم با فرمان نمیتونی ازدواج کنی. چون هرشب که سرتو روی بالش بزاری به من فکر میکنی.
دیلا به خانه بازگشته و سراغ گونش می‌رود. او متوجه شده که گونش عاشق کوزگون شده و این علاقه یک طرفه است. دیلا گونش را تهدید می‌کند که کارهای مخفی او به فرمان و نسه خواهد گفت. گونش اینکار را بی فایده می‌داند زیرا با اینکار همگی فکر می‌کنند که دیلا حسادت کرده است.
کوزگون به جهان از آمدن دیلا و حسادتش به گونش می‌گوید. کوزگون همچنان عاشق دیلاست و پس از رفتن او نمی‌تواند در قلبش کسی را جا دهد. جهان عقیده دارد که دیلا هنوز کوزگون را دوست دارد.
کوزگون به اتاقش رفته و حلقه ازدواج اش را برمی‌دارد. او می‌خواهد آنها را دور بیاندازد اما منصرف می‌شود. دیلا در اتاقش پشت پنجره به کوزگون فکر می‌کند.
فرمان یاد روزی می‌افتد که از دور صحنه ی کشته شدن بهرام بوسیله کوزگون را ضبط کرده. او اسلحه ای که اثر انگشت کوزگون را دارد نیز نگه داشته است. زمانی که کوزگون را بخاطر مضنون به قتل بورا دستگیر کرده بودند، فرمان می‌توانست کاری کند که کوزگون برای همیشه در زندان بماند اما نکرد.
صبح روز بعد، دیلا برای صبحانه مربای گل درست می‌کند و فرمان از اینکار بسیار لذت می‌برد. طوری که پیشنهاد می‌دهد زودتر از موعود ازدواج کنند.
کوزگون آن روز کارهای زیادی دارد. دادگاه کارتال قرار بر تشکیل شدن است و کوزگون هم‌چنان نتوانسته کاری برای آزادی او بکند. ولی از طرف دیگر کوزگون می‌خواهد به شرط فرمان عمل کند و قضیه حفاری را حل کند برای همین آدم های مختلفی را در این زمینه ملاقات می‌کند.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *